آشنایی با هنرهای معاصر
مرمت و احیاء بناهای تاریخی – طراحی صنعتی – طراحی پارچه و لباس – عکاسی – باستان شناسی – موزه داری – فرش صنایع دستی – مردم شناسی – هنرهای تجسمی – هنرهای سنتی – سینما – چوب – چاپ – تلویزیون – کارگردانی تلویزیون – مجسمه سازی – گرافیک ( ارتباط تصویری ) – تلویزیون و هنرهای دیجیتال – موسیقی – تئاتر – معماری
تعریف علم هنر :
اگرچه امروزه واژه هنر بیشتر به هنرهای دیداری اشاره می کند و مفهوم هنر از گذشته همواره دستخوش دگرگونی و تغییر بوده است ، شاید فشرده ترین تعریفی که از مفهوم هنر می توان بدست آورد این باشد که هنر به همه کوشش های خلاق انسانی گفته می شود که ارتباط مستقیمی باتولید مثل نداشته باشد در مفهوم بزرگتر هنر در اصل یک واژه کلی برای اشاره
به حس و انگیزه انجام یک حرکت خلاق است از همین انگیزه خلاقیت تمامی تلاشهای انسانی سرچشمه می گیرد واژه هنر در پارسی به شکل" هونر" بوده است و از دوپاره "هو "به معنی خوب و" نر "به معنی مرد تشکیل یافته است در جامعه مردم سالار ایران دلاوری مردانگی را نام گذاری کرده اند و فعالیت بالای هونر را خوب مردی نامیده اند در جوامع نوین این واژه
بار جنسیت گرایی خود را ازدست داده است اما به طور کلی هنر به فرهنگ ، عشق و هویت بستگی دارد .
آشنایی با سبک های هنری ( مکاتب ) :
v نئوکلاسیزم : با تاکید بر سادگی فرم ، پیراستگی معنوی و خرد گرایی مطرح گردید
v ناتورالیسم ( طبیعت گرایی ) : به معنای بازنمایی جهان عینی و مادی با محوریت طبیعت
v کوبیسم ( حجم گرایی ) : مکتبی است که در آن نمایش توأم زوایای دید مختلف برای بیان کلیت مضامین وجود دارد
v رمانیسم ( تخیل گرایی ) : مهمترین جنبش ادبی و هنری در قرن 19 میلادی است که در تقابل با خرد گرایی در انگلستان و آلمان مطرح گردید . هنرمندان این جنبش با استفاده از رنگها و با هویتی خرد گریز سعی در بیان احساسات و هیجانات خود دارند . مهمترین مرکز تولید آثار هنرهای تجسمی رمانیسم ها انگلستان است
v سمبولیزم : جنبشی است در ادبیات و هنرهای بصری که ریشه در رمانیسم داشته و به نفی تجسم عینی پرداخته و مفاهیم را با نمادها القاء می کند
v فتو ریسم ( آینده نگری ) : این جنبش در تقابل با رکود هنری در جریان جنگ جهانی اول در ایتالیا توسط مارتینی
با شعار مرگ هنر گذشته مطرح گردید . هنرمندان این سبک باتایید و تاکید بر تکنولوژی و ماشینیسم در صدد تاکید بر مفاهیمی چون حرکت ، سرعت و شتاب می باشد
v تاشیسم : 1945 – یکی از شیوه های ساده هیجان گرایی است از نام فرانسوی به معنی لکه ای دارای رنگ محو گرفته شده است این جریان توانایی را بوجود آورد که نقاش بتواند احساسات درونی خود را مستقیما با احساس بیان کنند اولین هنرمن این روش "ولز" است
v ساختار گرایی : این گروه بر اصول هندسی و فن آوری بنا شده است و کاملا بی اعتماد بودند چراکه آنها دنیا را
بی اعتماد می دیدند آنها با حالتی تندرو با سنت مخالف بودند در کل ساختار گرایی پوشش بر دوره ای از هنر بود که کار گروه را شرح می داد و با تاکید بر اصول هندسی و فن آوری بنا شده بود .
مبانی هنرهای تجسمی :
ایجاد آثار هنرهای تجسمی و درست درک کردن نیاز به یک شناخت اولیه از اصول و مبانی هنرهای تجسمی دارد به همین دلیل این مبانی را می توان به الفبا و درک زبان و ابداع در هنرهای تجسمی و بصری تعریف کرد آشنا شدن با هنرهای تجسمی می تواند تا حد زیادی در درک کردن جهان بصری موثر باشد آنچه در روزگار ما در قالب هنرهای تجسمی
جای می گیرد عبارتست از عکاسی ، گرافیک ، نقاشی ، مجسمه سازی ، طراحی و به طور کلی میتوان می گفت همه هنرهایی که به صورت بصری ارائه می شوند یا با تصویر سروکار دارند اصول و مبانی مشترکی دارند که مبانی هنرهای تجسمی همان تصویر کردن و درک آثار هنرهای تجسمی است . عناصر و کیفیت نیروهای بصری در هنرهای تجسمی به دوبخش اصلی تقسیم می شود :
الف ) بخشی که با آنها به طور فیزیکی سروکار داریم مانند : نقطه ، خط ، سطح ، رنگ ، بافت ، اندازه ، تیرگی و روشنایی ، حجم و ...
ب ) کیفیت های خاص بصری که بیشتر حاصل تجربه هنرمند است در به کار بردن عناصر هنری مانند تعادل ، تناسب ، هماهنگی و ...
هنرهای تجسمی :
یکی از مهمترین زبانهای بی کلام است که از طریق آن بیشترین و گسترده ترین مفاهیم توسط جوامع مختلف انسانی از نژادها و ملیت های گوناگون دریافت می گردد . مفاهیمی که از طریق هنرهای تجسمی قابل درک و دریافت
می باشد توسط عناصر بصری مانند : خط ، نقطه ، سطح ، شکل ، رنگ ، بافت و ... ابراز می گردد . هنرمند با انتخاب بعضی از این عناصر بصری و آرایش آنها به گونه ای زیبا اثر می آفریند و از طریق مفاهیم ذهنی ، عواطف ، احساست و اندیشه های خویش را در رابطه با جهان پیرامون خود به دیگران انتقال میدهد و این اصلی است که در کلیه فعالیتهای خلاقانه هنرهای بصری اعمال می گردد . روند آفرینش هنر در طول تاریخ و دوره های گوناگون متفاوت بوده و در هر عصر و دوره دیدگاه ویژه متناسب با زمان خود را داشته است در عصر ما نیز در زمینه هنرهای تجسمی تحولات گوناگونی رخ داده است و نگرش های جدیدی شکل گرفته است کلیه هنرهایی که درجریان آفرینش آنها حس بینایی عامل اصلی باشد آنها را هنرهای تجسمی ( بصری ) می نامیم . همانگونه که از نام این هنرها برمی آید ادراک و احساس آنها توسط انسان بیشتر از طریق حس بینایی انجام می گیرد اگرچه حواس دیگر نیز دردریافت اینگونه هنرها سهم مهمی دارند .
اصول هنرهای تجسمی ( عناصر اصلی بصری ) :
به طور کلی عناصر نقطه ، خط ، سطح و حجم عناصری هستند که پدیده های 3 بعدی موجود در فضا را می سازد
و در اصطلاح هنری به آن عناصر جرمی – فضایی می گویند . هرشکلی را در طبیعت می توان به یکی از این عناصر و یا ترکیبی از آنها خلاصه و ساده کرد . این 4 عنصر اصلی را که ما همواره در طبیعت می بینیم و درباره آنها فکر
می کنیم در رابطه با نور ، حرکت ، رنگ و زمان قابل تغییر می باشند و در صورتی که در اندازه ، شکل ، موقعیت و جهت آنها تغییراتی داده شود تنوع بی شماری می یابند و به مفاهیم تازه تری بدل می شوند که از این راه امکانات بیانی بی شماری در آفرینش آثار هنری در اختیار هنرمند قرار می گیرد .
نقطه :
از دیدگاه ریاضی عنصری است که هیچگونه بعدی ندارد و فضا را اشغال نمی کند در ابتدا و انتهای هر خط قرار دارد و بالاخره از تقاطع و تماس دو خط بوجود می آید و بدین لحاظ ارزش بصری ندارد اما از دیدگاه هنرهای تجسمی عنصری است بصری ، اثر نوک مداد یا قلم ما بر روی کاغذ سفید نقطه کوچکی است که در خود به اندازه لازم انرژی بصری ذخیره دارد و قادر است توجه هر چشمی را به خود جلب نماید . نقطه کوچکترین و ساده ترین عنصر بصری است اما در عالم هنرهای تجسمی شکل و اندازه نقطه در موقعیت های مختلف تغییر می کند به طوری که مثلا لکه ابری در آسمان ، ساختمانی در یک شهر ، قایقی در دریا نقطه محسوب می شود بنابراین باید توجه داشت که نقطه نسبت محیط در فضای اطراف ما نقطه خوانده می شود مثلا پنجره روشن یک ساختمان از فاصله دور
یک نقطه به نظر می آید حال اگر به آن ساختمان نزدیک شویم و درکنار آن پنجره قرار گیری دیگر نقطه به نظر نمی آید .
خط :
از دیدگاه ریاضی از به هم پیوستن نقطه ها بوجود می آید نشان دهنده جهت و موقعیت است و مرز سطح را تشکیل می دهد و آن را محدود می کند و بعنوان یک عنصر با ارزش بصری در خود انرژی و نیروی زیادی دارد . خط از عناصر بسیار ارزشمند هنرهای بصری و از مهمترین عنصر های طراحی است که در جریان آفرینش هنرهای تجسمی نقش اساسی ایفا می کند . خط اغلب بیان کننده عواطف ، احساسات و نشانگر تفکر، اندیشه و آرمانهای ذهنی هنر مند است خط از لحاظ بیان حالتهای روانی دارای ویژگیهایی است که در آفرینش های هنری مورد استفاده هنرمندان قرار می گیرد مثلا خط زخیم : خشونت و سختی خط راست و عمودی : ایستایی و مقاومت خط شکسته: هیجان را القاء می کند خطی که بر خط افقی عمود شده باشد : بیان کننده تعادل دو عنصر متضاد است خط عمود :که بیان کننده ایستائی و مظهر فشار و قوه جاذبه زمین می باشد که ترکیب این دو خط از لحاظ بصری استحکام ویژه ای
را القاء می کند که نشانی است نمادین از تجربه تعادل و ایستادن انسان بر سطح زمین خط مایل : بازگو کننده تحرک و عدم ایستائی است ، حالت فروپاشی را نشان می دهد در حالیکه خط زاویه دار: بعلت دو عنصر همسان در یک نقطه همدیگر را تقویت میکنند بیان کننده قدرت و تحرک بوده و از لحاظ بصری نیروی کشش و جاذبه را القاء می کند معنی خط نسبت به فضا و محیط اطراف خود مانند نقطه متغیر است خط ممکن از لحاظ بصری زمانیکه از داخل هواپیما به شهر نگاه می کنیم هر خیابان خطی محسوب میشود .
سطح :
عنصری است با دو بعد طول و عرض و بدون ارتفاع که بوسیله خط محدود شده است سطح ممکن است روی یک جسم ، یک منطقه و یا یک مزرعه باشد سطح ها چه هندسی باشند چه غیر هندسی دارای شکل ها و کیفیت های متفاوتی هستند که در زندگی روزمره با انواع آنها در تماس هستیم و هریک از آنها ازلحاظ بصری بر ما تاثیرات گوناگونی دارند سطح ها را به شکل های گوناگون می توان تقسیم کرد :
الف ) سطح صاف : کف خیابان
ب ) سطح پست و بلند : معماری های بومی ، سطح بام خانه های قدیمی ، امواج دریا
ج ) سطح شفاف ( شیشه ای ) : نور و تصویر از آن عبور می کند مانند شیشه ، کاغذهای رنگی نازک سطح ها به دو دسته هندسی و غیر هندسی تقسیم می شوند
حجم :
عنصری است دارای سه بعد طول و عرض و ارتفاع
ویژگیهای مختلف عنصر 3 بعدی (حجم) :
1. حجم ممکن است جسمی سخت و محکم باشد مانند یک تکه سنگ
2. ممکن است از حرکت سریع و چرخش یک سری نقطه ، خط یا سطح بوجود آید مثلا از حرکت سریع
و چرخش یک میله فلزی می توان در فضا حجمی بوجود آورد که با دست قابل لمس نیست مثل حجم مجازی
هنر های هفت گانه :
1. موسیقی
2. ورزش و حرکات نمایشی
3. صنایع دستی مثل مجسمه سازی
4. ترسیمی مثل خطاطی و نقاشی
5. ادبیات مثل شعر و نثر
6. معماری
7. هنرهای نمایشی مثل فیلم و سینما
معماری :
یعنی ارائه بهترین راه حل چه استفاده از راه حلهای گذشته و چه خلق راه حل های جدید معماری هنر و دانش طراحی بناها و سایر ساختارهای کالبدی است . آثار معماری بعنوان نمادهای فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی یک کشور شناخته می شوند تمدنهای تاریخی نخست از طریق همین آثار معماری شناخته می شوند بناهایی چون تخت جمشید از جمله چنین آثاری محسوب می شود
مجسمه سازی ( تندیس گری یا پیکر تراشی ) :
هنر همگزاری یا ریخت دادن به اشیاء است این باهم قرار دادن یا ریخت دهی در هر اندازه با هرساز مایه ای(مصالح ) انجام گیرد به فرآورده آن تندیس ، پیکره یا مجسمه گفته میشود . هر پیکره 3 بعدی که به منظور دارا بودن یک بیان هنری آفریده شده را میتوان تندیس نامید البته باید توجه داشت هر شکل دادنی را مجسمه سازی نمی گویند بلکه باید در ورای آن یک تفکر، خلاقیت یا یک نوآوری وجود داشته باشد .
نقاشی ( نگار گری) :
به اثری که رنگ بر روی سطحی مانند کاغذ ، بوم یا دیوار به جا می گذارد گویند. نگار گری نسبت به زبان نوشتاری دارای پیشینه بسیار قدیمی تری است نقاشی های یافت شده در غارها نشان می دهدکه انسانهای اولیه با کشیدن نقش حیوانات و شکارشان به نوعی خود را آماده نبرد با آنها می کردند . نقاشی عمل به کاربردن رنگ دانه محلول در یک رقیق کننده و یک عامل چسباننده بر روی یک سطح مانند کاغذ ، بوم یا دیواراست این کار توسط نقاش انجام میشود قدمت نقاشی در بین انسانها 6 برابر قدمت استفاده از زبان نوشتاری است
خوشنویسی :
به معنی زیبا نویسی یا نوشتن همراه با خلاق زیبایی است گاهی درک خوشنویسی بعنوان یک هنر مشکل است به نظر می رسد برای درک و لذت بردن از تجربه بصری خوشنویسی باید بدانیم خوشنویس علاوه بر نگارش یک متن سعی داشته اثری هنری با ارزشهای زیبایی شناختی خلق کند از این رو خوشنویسی با نگارش ساده مطالب و حتی طراحی حروف و صفحه آرایی متفاوفت است :
چامه :
یکی از کهن ترین گونه های ادبی و شاخه ای از هنر است
شعر :
یک گونه ادبی است که در آن از زیبایی های سطح و فرم زبان بیان هنری احساسات و تکنیک های خاص بهره گرفته شده می شود . آثار ادبی را به دودسته اصلی نثر و شعر تقسیم میکنند که معمولا از جهت خوانش ، زبان و تکنیک ها توسط مخاطب قابل باز شناسی هستند .
عکس :
فتو گراف که معنی عکس یا عکاسی از دو لغت یونانی فتو به معنی نور یا رعد و کلمه گراف به معنی رسم کردن یا گشیدن گرفته شده است و اولین بار توسط دانشمندی به نام "جان هرسکل" در سال 1839 به معنی ثبت یا گرفتن عکس توسط نور استفاده شد بر این اساس می توان گفت که عکس به معنی ضبط نور می باشد و این عملا از بازتاب نور ارسالی به یک شیء یا سوژه و ضبط آن بر روی فیلم عکاسی یا حافظه می باشد .
عکاسی :
به فرآیند ثبت تصاویر به وسیله دریافت و ثبت نور بر روی یگ سطح حساس به نور گفته می شود . الگوهای نوری باز تابیده شده از اشیاء بر روی سطح حساس به نور تاثیر می گذارد و باعث ثبت تصاویر می شود .
عکاسی در ایران :
این هنر در دسامبر 1842 وارد ایران شد ناصر الدین شاه به این فن علاقه فراوانی داشت و خود نیز عکاسی می کرد . آلبوم خانه کاخ گلستان تعداد زیادی از عکس های قدیمی را درخود دارد .
اسلاید :
عبارتست از عکس رسم شده روی یک صفحه شفاف یا فیلم مثبتی است از یک عکس است که وقتی نور عبور نماید تصویر آن روی پرده سفید یا دیوار منعکس می شود به عبارت دیگر اسلاید به واحدتصویری شفافی از قیلم مثبت تهیه شده که بوسیله نورافکن برروی پرده نمایش منعکس می شودگویند . اسلاید معمولا بر روی فیلم 35 میلی متری تصویر برداری شده و در قاب فلزی ، مقوایی یا پلاستیکی قرار می گیرد . درتهیه اسلاید گاه از فیلم 16 میلی متری نیز استفاده می شود اندازه قاب های استاندارد 5*5 سانتی متر است با این همه اندازه های دیگری با اسلایدهای بزرگتر نیز وجود دارد .
فیلم استریب :
عبارتست از یکسری عکسهای ثابت که در روی یک حلقه نوار فیلم مثبت 35 میلی متری پشت سر هم با نظم و تزتیب معین چاپ شده باشد . فیلم استریب فاقد خصوصیت حرکت می باشد .
چگونگی روند آفرینش یک اثر هنری :
بشر رد طول تاریخ همواره به تلاشهای گوناگونی دست زده تا باورها و آرمانهای انسانی خویش را در قالب شکل های مختلف بیان و به دیگران منتقل کند به راستی اگر آفرینش های هنری در تمدن بشرنبود چه بسا بسیاری از جلوه های فرهنگ جامعه انسانی ناشناخته باقی می ماند از این رهگذر هزاران سال است که آگاهی و شناخت ما از انسان و فرهنگ او امکان پذیر گشته و هنرهای گوناگون همچون موسیقی ، شعر ، نقاشی ، معماری ، مجسمه سازی ، تئاتر و ... به معنای یکی از راههای بیان دانش و اشتیاق بشر نقش ارزنده ای در بافت کلی فرهنگ جامعه بزرگ بشری ایفا کرده است .
مراحل آفرینش یک اثر هنری :
در تجزیه و تحلیل مراحل مختلف آفرینش یک اثر هنری می توان گفت که نخستین مرحله در شکل گیری و آفرینش یک اثر هنری مرحله دریافت است که در این مرحله هنرمند نخستین اندیشه و نمادی را که در اشکال مادی و محسوس ظاهر میشوند دریافت می کند دومین مرحله را مرحله تحلیل می نامیم که ذهن هنرمند از راه شهود و الهام در شکل عینی این اندیشه و نماد تغییراتی داده و صورتهای خیالی به آن می افزاید و بالاخره سومین مرحله در روند آفرینش یک اثر هنری مرحله آفرینش است که هنرمند سرانجام برای بیان مفاهیم صورتهای ذهنی خویش به انتخاب مواد و ابزار کار و شیوه مناسب می پردازد و در این راه از تمامی تواناییهای تکنیکی و آگاهیهای هنری خویش بهره می گیرد پس آفرینش هر اثر هنری دارای 3 مرحله است مرحله دریافت ، مرحله تحلیل ، مرحله آفرینش که به ترتیب بر 3 راس اصلی مثلث آفرینش قرار دارند .
مرحله دریافت :
اساس تفکر انسانی دریافت حسی است که اندیشه هنرمند را شکل می دهد پندارها و آرمانهای ذهنی او را پی ریزی می کند و نیروی تخیل و تصور وی را باور می سازد .
مرحله تحلیل :
مرحله تحلیل در جریان آفرینش هنری زمانی آغاز می شود که هنرمند بعد از دریافت های حسی خویش از جهان پیرامون خود به منظور بیان اندیشه های ذهنی خود دست به انتخاب شکل هایی نمادین می زند در این هنگام ذهن هنرمند از راه شهود و الهام و نیز با تاثیر پذیری از ویژگیهای فرهنگ ذخیره فردی در چگونگی شکل و صورت نماد یا اندیشه مذکور تغییراتی بوجود می آورد و به صورت ذهنی جایگزین صورت عینی می شود .
مرحله آفرینش :
آنچه در مرحله تحلیل در روند آفرینش هنر زاده می شود عصاره یک سلسله تجزیه و تحلیل ذهنی ذهنی است که در نهایت به صورت شکلهای ذهنی و تخیلی آماده ابراز بیان می شوند در مرحله آخر آن را آفرینش می نامیم .
وجه اشتراک آثار هنری :
تخیل بعنوان مهمترین عامل در شکل گیری اثر هنری - عاطفه و احساس هنرمند وجه اشتراک دیگر آثار هنری است که همه آثار هنری از عاطفه و احساس هنرمند شکل می گیرد – چند معنایی بودن و منشور مانندی وجه اشتراک تمام آثار هنری است این جنبه از خصایص آثار هنری در واقع از دو ویژگی قبلی که بر شمردیم نتیجه می شود بدین معنی که هر پدیده ای که عنصر اصلی آن تخیل و عاطفه باشد بی شک نمی تواند معنای تک بعدی داشته باشد از این روست که هرکس در برابر آثار هنری می ایستد دریافت و اسنباط خاصی دارد .
هنرهای بصری – زبان بی کلام :
بشر همواره برای بیان ایده ها و آرزوها و آرمانهای ذهنی خویش زبانهای مختلفی را به کار گرفته است که هنرهای بصری یکی از ارزنده ترین و گویا ترین این زبانها ست . زمانیکه بشر موفق به اختراع خط نشده بود تنها وسیله بیان مفاهیم ذهنی او خطوط تصویری بود تصویرهایی که بشر برای ابراز عقاید و اندیشه های خود بر صخره ها و دیواره غارهای محل زندگی خود حک کرده است ، نمادهایی هستند که با کشف معانی آنها به زندگی بشر اولیه و چگونگی ارتباط های با یکدیگر پی می بریم .
مبانی هنرهای بصری
کلیه هنرهایی که درجریان آفرینش آنها حس بینایی عامل اصلی باشد آنها را هنرهای تجسمی یا بصری می نامیم . هنر به طور کلی پوشش
آشنایی با هنر موسیقی :
به هر نوا و صدایی که شنیدنی و خوشایند باشد موسیقی گفته می شود و انسان یا هر موجود زنده را دچار تغییر کند . موسیقی با تعریف کلاسیک یعنی هنر بیان احساسات توسط صداها ، صدا در صورتی موسیقی نامیده می شود که بتواند ارتباط میان ذهن ها ایجاد کند . در تاریخ هنر موسیقی پدیده ای است همگام با گفتار و شاید پیش از پیدایش سخن وجود داشته است برخی از صاحبنظران در این که موسیقی می تواند هنر باشد یا مجموعه ای از آواهای منظم باشد نظرات جالب توجهی بیان نموده اند وقتی که نوازنده ای نغمه ای زیبا از یک وسیله بی جان خارج می کند چه بسا که از نظر قوانین علمی موسیقی بسیار دقیق باشد . پیش از اینکه تقسیم بندی در سطح جهان درباره موسیقی صورت گرفته که در آن گفته شده هنر موسیقی دارای 2 نوع هنر عامه پسند و متعالی است که بسیاری ازآنها را به نامهای موسیقی پاپ و کلاسیک می شناسیم در این تقسیم بندی موسیقی اصیل ایرانی در رده کلاسیک جای دارد که به دلیل وجود تفاوتهای چشمگیر با موسیقی کلاسیک جهانی گاهی آن را در دسته ای مستقل قرار می دهد .
تاریخچه موسیقی در ایران :
موسیقی ایران با قدمتی 2800 ساله از قدیمی ترین ، پیچیده ترین موسیقی های جهان به شمار می رود ایران در زمینه موسیقی دارای قدرت و پیشینه درخشان بوده است به طوری که گفته می شود قدیمی ترین آثاری که وجود موسیقی در زندگی بشر دلالت دارد در ایران یافت شده است تصویر حکاکی شده یک چنگ در سیستان مربوط به 8000 سال پیش یافت شده است در تاریخ کهن ایران خط نت وجود داشته است به طوری که باربد مرد طلایی موسیقی ایران در زمان ساسانیان رهبر ارکست بوده است که برای خسرو پرویز در کاخ او به اجرا پرداخته است وجود حکام نالایق و عدم درک صحیح آنها از هنر موسیقی باعث شد گنجینه موسیقی ایران از بین برود موسیقی ما در تاریخ حالت کلاسیک داشته که تبدیل به موسیقی محلی شد تا اینکه در عصر قاجار امیرکبیر در ایران قدرت یافت و دوباره روحی تازه در کالبد موسیقی دمید با زحمات علی اکبر فراهانی ردیف موسیقی ایران تثبیت شد . نکته ای که در اینجا باید به ان توجه داشت این است که موسیقی ایران دارای هفت دستگاه است که عبارتند از : همایون – شور – نوا – سه گاه چهار گاه - راست پنج گاه – ماهور .
به طور کلی موسیقی ایران از دیدگاه برخی موسیقی دانهای ایران به 2 نوع تقسیم می شود :
1 ) موسیقی عامیانه که شامل موسیقی ردیف دستگاهی نواحی مختلف ایران و موسیقی مذهبی و آئینی است
2 ) موسیقی هندی که شامل موسیقی کلاسیک بین المللی و موسیقی ملی است
تقسیم بندی موسیقی از لحاظ جغرافیایی :
موسیقی در دنیا می تواند به طور کلی به موسیقی اروپا ، آفریقا ، اقیانوسیه ، آسیا و ... تقسیم شود . موسیقی آسیا نیز به نوبه خود میتواند به موسیقی خاور دور ، خاور آسیا و خاور مرکزی تقسیم شود . موسیقی ایران نیز می تواند به نواحی مختلف مانند : سیستان و بلوچستان ، خراسان و ... تقسیم شود که هرکدام قابل تقسیم شود که هرکدام قابل تقسیم به مناطق کوچکتر هستند .
تقسیم بندی موسیقی از لحاظ تاریخی :
1 – موسیقی قبل از اسلام 2 – موسیقی بعد از سلام 3 – موسیقی معاصر
تقسیم بندی موسیقی از لحاظ فلسفی :
1 – موسیقی هنری ( عالمانه ، جدی ، دانشمندانه )
2 – موسیقی عامه پسند ( تفتی ، مردم پسند مانند یک موسیقی بازاری است )
تقسیم بندی موسیقی از لحاظ علمی :
1 – علم نظری ( به تعریف موضوع موسیقی ، صوت و ... )
2 –علم عملی ( این بخش به نوازندگی ، آهنگسازی ، آداب نوازندگی و ... )
طبقه بندی موسیقی کنونی ایران :
1 - موسیقی نواحی مختلف ایران
2 – موسیقی دستگاهی ( سنتی )
3 – موسیقی کلاسیک ( بین المللی )
4 – موسیقی ترکیبی ( ملی )
5 – موسیقی پاپ ( مردمی )
6 – موسیقی مذهبی ( نوحه ، تعزیه و ... )
تعاریف مختلف هنر :
هنر انعکاس تخیل و تصور هنرمند است
هنر آفرینش زیبایی و نیروی دانایی است
لذت و شعوری است که عینیت یافته
تشبیهی از جهان است که ما از آن لذت می بریم
یک واژه کلی برای اشار ه به حس و انگیزه ، انجام یک حرکت خلاق است
حرکات نمایش ( ورزشی ) :
یکی از هنرهای هفت گانه هنرهای ورزشی و حرکتی است که آن هم دارای انواع گوناگونی چون ورزشهای مختلف و حرکات جسمی نمایشی می باشد . ورزش فعالیتی است که هر فرد به منظور های متفاوت و در یک محیط متفاوت جهت مسابقه ، لذت بردن ، کسب برتری ، پیشرفت و ... انجام می دهند . دریک تعریف جامع باید گفت ورزش به فعالیتها یا مهارتهای عادی جسمانی گفته می شود که بر پایه یک رشته قوانین مورد توافق همگانی و با اهداف تفریحی برای مسابقه ، نشاط شخصی ، دستیابی به ورزیدگی ، مهرت جویی یا ترکیبی از این اهداف انجام میگیرد . تاریخچه ورزش جهان به شکارهای انسان های اولیه باز می گردد و در ایرا نیز شکار انسانها در دوره آریایی ها
نکات اساسی درباره علم هنر :
ارزش و نقش هنر این است آنچه را ممکن است در قالب استدلال و تعقل نامفهوم و دور از دسترس باقی بماند مفهوم سازد و در دسترس همه مردم قرار دهد هنر یکی از وسایل ارتباط انسانها با یکدیگر است و از موجبات ترقی و پیشرفت انسانها به سوی کمال است هنر به افراد نسل هر عصر امکان می دهد تا احساساتی را که انسانهای پیشین دریافته اند و احساساتی که هم اکنون بهترین و پیشرو ترین افراد تجربه می کنند دریابد .
خاصیت اساسی هنر :
سرایت دادن احساسی است که هنرمند آن را آزموده ، تجربه و وصف کرده است هنر انتقال احساسی است که از شعور دینی انسانها سرچشمه می گیرد در نهایت اینکه برای بوجود آوردن موضوع حقیقی هنری شرایط بسیاری لازم است از جمله اینکه هنرمند باید بر سطح رفیع ترین جهان بینی عصر خویش جای داشته باشد و احساسی را که تجربه کرده باشد با اشتیاق فرصت انتقال آن را داشته باشد .
هنرهای تجسمی و عکاسی :
عکاسی در حدود سال 1830 توسعه یافت و بزودی توانست یک روش چهره نگاری ارزان قیمت گردد همچنین برای تصورات علمی هنرمند توانست رشد کند مکتب فتوریسم و عکاسهای کارپوت از نظر روانی مکتب هنر را تحت تاثیر قرار داد عکاسان با تقلید از زیبایی شناسی عکاسی مانند تجربه نوری از ترکیبات پیشرفته مواد برای چاپ بهنر استفاده کردند .
ویژگیهای رنگ :
برای شناخت رنگ و درک بیشتر رنگ ها و کاربرد صحیح انها در آفرینش آثار هنری باید به 3 جنبه یا ویژگی رنگ توجه کامل داشت این ویژگیها عبارنتد از : نام رنگ – ارزش رنگ ( تاریکی و روشنی ) – خلوص یا اشباح رنگ
الف : نام رنگ : هر رنگ دارای نامی است که ما آن را بدان می شناسیم مانند : قرمز – آبی – زرد و ...
ب : ارزش ( تاریکی و روشنی ) : درجه تاریکی و روشنی رنگها را ارزش رنگی آنها می نامیم مثلاٌ رنگ زرد از رنگ بنفش روشن تر و یا قرمز از زرد تاریک تر به نظر می رسد
ج : خلوص ( اشباح رنگ ) : نهایت خالص بودن رنگ را خلوص یا اشباح رنگ می نامیم مثلاٌ رنگ قرمز خالص در مقایسه با رنگ قرمزروشن که با سفید ترکیب شده دارای خلوص یا اشباح رنگی است ترکیب خاکستری ( سیاه و سفید ) با رنگ خاص خالص سبب کاهش خلوص رنگ می گردد .
دایره رنگ :
3 گروه رنگ وجود دارد که عبارتند از : رنگهای اصلی – رنگهای درجه دوم – رنگهای درجه سوم
رنگهای اصلی شامل : زرد – قرمز – آبی که در طبیعت به طور خالص وجود دارند و از ترکیب رنگهای دیگر بوجود نمی آید
رنگهای درجه دوم : 3 رنگ نارنجی – بنفش – سبز هستند که هرکدام از ترکیبات متعادل دو رنگ اصلی بوجود می آیند
رنگ بنفش از ترکیب آبی و قرمز – نارنجی از ترکیب زرد و قرمز – سبز از ترکیب زرد و آبی است
رنگهای درجه سوم : رنگهایی هستند که از ترکیب یک رنگ اصلی و یک رنگ درجه دوم بدست می آیند مثل : زرد نارنجی
رنگهای مکمل و متضاد :
رنگهایی که بر روی یکدیگر قرار دارند آنها را رنگهای مکمل و متضاد می گویند مانند زرد و بنفش – آبی و نارنجی
قرمز و سبز هرگاه رنگهای مکمل را کنار یکدیگر قرار دهیم قویتر و روشن تر به نظر می رسند قرمز هرگاه کنار سبز قرار گیرد قرمز تر و سبز هرگاه در کنار قرمز سبز تر جلوه می کند .
* زمانیکه رنگهای مکمل را باهم ترکیب نماییم رنگهای خاکستری حاصل می شود
در زمینه درک و شناخت رنگ تضادهای رنگی از اهمیت فراوانی برخوردار ند و کلیه هنرمندان هنرهای تجسمی از تضاد های رنگی برای بیان مفاهیم ذهنی خویش استفاده های فراوانی می کنند و در مبحث رنگ شناسی 7 تضاد رنگ وجود دارد که عبارتند از : تضاد ته رنگ – تضاد تاریکی و روشنی – تضاد سرد و گرم – تضاد مکمل – تضاد هم زمانی – تضاد کیفیت
تضاد کمیت ( وسعت سطوح رنگ )
از لحاظ ظاهری قدرت هر رنگی به 2 عامل مهم بستگی دارد : 1 – میزان درخشندگی رنگ 2 – کمیت یا وسعت سطح رنگ
رنگها وقتی در کنار یکدیگر قرار می گیرند جلوه های گوناگونی می یابند و بر یکدیگر اثر می گذارند و ویژگیهای بیانی و روانی آنها تغییر می کند انسان در برابر رنگهای گوناگون واکنش های احساسی متفاوتی دارد یکی از این واکنش ها احساس سردی وگرمی نسبت به رنگهاست با دیدن رنگ آبی احساس سردی و رنگهای قرمز و نارنجی احساس گرمی می کنند .
آزمایشهای فراوانی انجام شده که ثابت شده است رنگهای گرم و سرد علاوه بر تاثیرات روانی بر جسم انسان نیز تاثیر می گذارند مثلاٌ اتاقی که با رنگ ابی رنگ آمیزی شده است با وجود حرارت در فضا به فرد احساس سردی می دهد .