نقاشی های لئوناردو داوینچی






















































مونالیزا
ریشه تاریخی
جای خالی مونالیزا بر روی دیوار، لوور
بانوی صخرهها
لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو شام آخر
«لئوناردو داوینچی» در ۱۵ آوریل سال ۱۴۵۲، در یک روستای توسکانی متولد
شد. او را به كارگاهی در فلورانس فرستادند تا نزد «آندرئا دل وروکیو»
(۱۴۳۵-۱۴۸۸) که نقاش و پیکرتراش بود، آموزش ببیند. «وروکیو» از شهرت
بسیاری برخوردار بود؛ به گونه ای که ساخت بنای یادبود «بارتولومئو
کولئونی»، سردار نظامی شهر ونیز را به او سپردند.
داوینچی از دانشمندان و هنرمندان ایتالیایی دروه رنسانس است که در
رشتههای ریاضی، معماری، موسیقی، کالبدشناسی، مهندسی، تندیسگری،
نقاشی و هندسه مهارت فراوانی داشته است. داوینچی را کهن الگوی «فرد
رنسانسی» دانستهاند. بیشتر شهرت او به دلیل نگارگری نقاشیهای
«شام آخر» و «مونالیزا» است
لئوناردو جوان در كارگاهی که قابلیت ساخت چنین شاهکارهایی را داشت،
میتوانست چیزهای زیادی بیاموزد. وی در آنجا با رموز فنی ریخته گری و
کارهای فلزی آشنا شد و آموخت كه چگونه با مطالعه و مشاهده دقیق
مدلهای برهنه و پوشیده، تابلوها و تندیسهایی را پدید آورد. او همچنین به
پژوهش درباره گیاهان و جانوران مختلف پرداخت تا بتواند از آنها در تابلوهایش
استفاده کند؛ علاوه بر آن، دانش گستردهای درباره نورشناسی، ژرفانمایی و
استفاده از رنگها کسب کرد. شمار زیادی از نقاشان و پیکرتراشان خوب، از
هنر آموزان كارگاه موفق «وروکیو» بودند، ولی «لئوناردو» بسیار بهتر از یک
نوجوان با استعداد بود؛ نابغهای که ذهن توانایش در هر زمان، آدمیان فانی را
به شگفتی و ستایش وا خواهد داشت.
داوینچی برای مدتی مهندس نظامی بود و با نقاش معروف دیگر آن زمان،
«میكل آنژ»، بر سر تزیین قصر «پالازووكچیو» به رقابت پرداخت. وی در سال
1506م، نقاش «لویی دوازدهم» پادشاه فرانسه و در 1516 م، نقاش دربار
«فرانسیس اول» شد. كانال «مارتزانا»، ساختمانهای نظامی و كلیسای
جامع «میلان» از جمله كارهای هنری این استاد چیره است.
از میان نقاشیهای مشهور او می توان به «قدیس ژروم»، «شام آخر»، «آن
مقدس»، و پرده معروف «مونالیزا» مشهور به لبخند ژوكوند - كه شهرتی
جهانی دارد - اشاره كرد.
لئوناردو داوینچی در دوم مه سال 1519م. درگذشت.
مرمت و احیاء بناهای تاریخی – طراحی صنعتی – طراحی پارچه و لباس – عکاسی – باستان شناسی – موزه داری – فرش صنایع دستی – مردم شناسی – هنرهای تجسمی – هنرهای سنتی – سینما – چوب – چاپ – تلویزیون – کارگردانی تلویزیون – مجسمه سازی – گرافیک ( ارتباط تصویری ) – تلویزیون و هنرهای دیجیتال – موسیقی – تئاتر – معماری
تعریف علم هنر :
اگرچه امروزه واژه هنر بیشتر به هنرهای دیداری اشاره می کند و مفهوم هنر از گذشته همواره دستخوش دگرگونی و تغییر بوده است ، شاید فشرده ترین تعریفی که از مفهوم هنر می توان بدست آورد این باشد که هنر به همه کوشش های خلاق انسانی گفته می شود که ارتباط مستقیمی باتولید مثل نداشته باشد در مفهوم بزرگتر هنر در اصل یک واژه کلی برای اشاره
به حس و انگیزه انجام یک حرکت خلاق است از همین انگیزه خلاقیت تمامی تلاشهای انسانی سرچشمه می گیرد واژه هنر در پارسی به شکل" هونر" بوده است و از دوپاره "هو "به معنی خوب و" نر "به معنی مرد تشکیل یافته است در جامعه مردم سالار ایران دلاوری مردانگی را نام گذاری کرده اند و فعالیت بالای هونر را خوب مردی نامیده اند در جوامع نوین این واژه
بار جنسیت گرایی خود را ازدست داده است اما به طور کلی هنر به فرهنگ ، عشق و هویت بستگی دارد .
آشنایی با سبک های هنری ( مکاتب ) :
v نئوکلاسیزم : با تاکید بر سادگی فرم ، پیراستگی معنوی و خرد گرایی مطرح گردید
v ناتورالیسم ( طبیعت گرایی ) : به معنای بازنمایی جهان عینی و مادی با محوریت طبیعت
v کوبیسم ( حجم گرایی ) : مکتبی است که در آن نمایش توأم زوایای دید مختلف برای بیان کلیت مضامین وجود دارد
v رمانیسم ( تخیل گرایی ) : مهمترین جنبش ادبی و هنری در قرن 19 میلادی است که در تقابل با خرد گرایی در انگلستان و آلمان مطرح گردید . هنرمندان این جنبش با استفاده از رنگها و با هویتی خرد گریز سعی در بیان احساسات و هیجانات خود دارند . مهمترین مرکز تولید آثار هنرهای تجسمی رمانیسم ها انگلستان است
v سمبولیزم : جنبشی است در ادبیات و هنرهای بصری که ریشه در رمانیسم داشته و به نفی تجسم عینی پرداخته و مفاهیم را با نمادها القاء می کند
v فتو ریسم ( آینده نگری ) : این جنبش در تقابل با رکود هنری در جریان جنگ جهانی اول در ایتالیا توسط مارتینی
با شعار مرگ هنر گذشته مطرح گردید . هنرمندان این سبک باتایید و تاکید بر تکنولوژی و ماشینیسم در صدد تاکید بر مفاهیمی چون حرکت ، سرعت و شتاب می باشد
v تاشیسم : 1945 – یکی از شیوه های ساده هیجان گرایی است از نام فرانسوی به معنی لکه ای دارای رنگ محو گرفته شده است این جریان توانایی را بوجود آورد که نقاش بتواند احساسات درونی خود را مستقیما با احساس بیان کنند اولین هنرمن این روش "ولز" است
v ساختار گرایی : این گروه بر اصول هندسی و فن آوری بنا شده است و کاملا بی اعتماد بودند چراکه آنها دنیا را
بی اعتماد می دیدند آنها با حالتی تندرو با سنت مخالف بودند در کل ساختار گرایی پوشش بر دوره ای از هنر بود که کار گروه را شرح می داد و با تاکید بر اصول هندسی و فن آوری بنا شده بود .
مبانی هنرهای تجسمی :
ایجاد آثار هنرهای تجسمی و درست درک کردن نیاز به یک شناخت اولیه از اصول و مبانی هنرهای تجسمی دارد به همین دلیل این مبانی را می توان به الفبا و درک زبان و ابداع در هنرهای تجسمی و بصری تعریف کرد آشنا شدن با هنرهای تجسمی می تواند تا حد زیادی در درک کردن جهان بصری موثر باشد آنچه در روزگار ما در قالب هنرهای تجسمی
جای می گیرد عبارتست از عکاسی ، گرافیک ، نقاشی ، مجسمه سازی ، طراحی و به طور کلی میتوان می گفت همه هنرهایی که به صورت بصری ارائه می شوند یا با تصویر سروکار دارند اصول و مبانی مشترکی دارند که مبانی هنرهای تجسمی همان تصویر کردن و درک آثار هنرهای تجسمی است . عناصر و کیفیت نیروهای بصری در هنرهای تجسمی به دوبخش اصلی تقسیم می شود :
الف ) بخشی که با آنها به طور فیزیکی سروکار داریم مانند : نقطه ، خط ، سطح ، رنگ ، بافت ، اندازه ، تیرگی و روشنایی ، حجم و ...
ب ) کیفیت های خاص بصری که بیشتر حاصل تجربه هنرمند است در به کار بردن عناصر هنری مانند تعادل ، تناسب ، هماهنگی و ...
هنرهای تجسمی :
یکی از مهمترین زبانهای بی کلام است که از طریق آن بیشترین و گسترده ترین مفاهیم توسط جوامع مختلف انسانی از نژادها و ملیت های گوناگون دریافت می گردد . مفاهیمی که از طریق هنرهای تجسمی قابل درک و دریافت
می باشد توسط عناصر بصری مانند : خط ، نقطه ، سطح ، شکل ، رنگ ، بافت و ... ابراز می گردد . هنرمند با انتخاب بعضی از این عناصر بصری و آرایش آنها به گونه ای زیبا اثر می آفریند و از طریق مفاهیم ذهنی ، عواطف ، احساست و اندیشه های خویش را در رابطه با جهان پیرامون خود به دیگران انتقال میدهد و این اصلی است که در کلیه فعالیتهای خلاقانه هنرهای بصری اعمال می گردد . روند آفرینش هنر در طول تاریخ و دوره های گوناگون متفاوت بوده و در هر عصر و دوره دیدگاه ویژه متناسب با زمان خود را داشته است در عصر ما نیز در زمینه هنرهای تجسمی تحولات گوناگونی رخ داده است و نگرش های جدیدی شکل گرفته است کلیه هنرهایی که درجریان آفرینش آنها حس بینایی عامل اصلی باشد آنها را هنرهای تجسمی ( بصری ) می نامیم . همانگونه که از نام این هنرها برمی آید ادراک و احساس آنها توسط انسان بیشتر از طریق حس بینایی انجام می گیرد اگرچه حواس دیگر نیز دردریافت اینگونه هنرها سهم مهمی دارند .
اصول هنرهای تجسمی ( عناصر اصلی بصری ) :
به طور کلی عناصر نقطه ، خط ، سطح و حجم عناصری هستند که پدیده های 3 بعدی موجود در فضا را می سازد
و در اصطلاح هنری به آن عناصر جرمی – فضایی می گویند . هرشکلی را در طبیعت می توان به یکی از این عناصر و یا ترکیبی از آنها خلاصه و ساده کرد . این 4 عنصر اصلی را که ما همواره در طبیعت می بینیم و درباره آنها فکر
می کنیم در رابطه با نور ، حرکت ، رنگ و زمان قابل تغییر می باشند و در صورتی که در اندازه ، شکل ، موقعیت و جهت آنها تغییراتی داده شود تنوع بی شماری می یابند و به مفاهیم تازه تری بدل می شوند که از این راه امکانات بیانی بی شماری در آفرینش آثار هنری در اختیار هنرمند قرار می گیرد .
نقطه :
از دیدگاه ریاضی عنصری است که هیچگونه بعدی ندارد و فضا را اشغال نمی کند در ابتدا و انتهای هر خط قرار دارد و بالاخره از تقاطع و تماس دو خط بوجود می آید و بدین لحاظ ارزش بصری ندارد اما از دیدگاه هنرهای تجسمی عنصری است بصری ، اثر نوک مداد یا قلم ما بر روی کاغذ سفید نقطه کوچکی است که در خود به اندازه لازم انرژی بصری ذخیره دارد و قادر است توجه هر چشمی را به خود جلب نماید . نقطه کوچکترین و ساده ترین عنصر بصری است اما در عالم هنرهای تجسمی شکل و اندازه نقطه در موقعیت های مختلف تغییر می کند به طوری که مثلا لکه ابری در آسمان ، ساختمانی در یک شهر ، قایقی در دریا نقطه محسوب می شود بنابراین باید توجه داشت که نقطه نسبت محیط در فضای اطراف ما نقطه خوانده می شود مثلا پنجره روشن یک ساختمان از فاصله دور
یک نقطه به نظر می آید حال اگر به آن ساختمان نزدیک شویم و درکنار آن پنجره قرار گیری دیگر نقطه به نظر نمی آید .
خط :
از دیدگاه ریاضی از به هم پیوستن نقطه ها بوجود می آید نشان دهنده جهت و موقعیت است و مرز سطح را تشکیل می دهد و آن را محدود می کند و بعنوان یک عنصر با ارزش بصری در خود انرژی و نیروی زیادی دارد . خط از عناصر بسیار ارزشمند هنرهای بصری و از مهمترین عنصر های طراحی است که در جریان آفرینش هنرهای تجسمی نقش اساسی ایفا می کند . خط اغلب بیان کننده عواطف ، احساسات و نشانگر تفکر، اندیشه و آرمانهای ذهنی هنر مند است خط از لحاظ بیان حالتهای روانی دارای ویژگیهایی است که در آفرینش های هنری مورد استفاده هنرمندان قرار می گیرد مثلا خط زخیم : خشونت و سختی خط راست و عمودی : ایستایی و مقاومت خط شکسته: هیجان را القاء می کند خطی که بر خط افقی عمود شده باشد : بیان کننده تعادل دو عنصر متضاد است خط عمود :که بیان کننده ایستائی و مظهر فشار و قوه جاذبه زمین می باشد که ترکیب این دو خط از لحاظ بصری استحکام ویژه ای
را القاء می کند که نشانی است نمادین از تجربه تعادل و ایستادن انسان بر سطح زمین خط مایل : بازگو کننده تحرک و عدم ایستائی است ، حالت فروپاشی را نشان می دهد در حالیکه خط زاویه دار: بعلت دو عنصر همسان در یک نقطه همدیگر را تقویت میکنند بیان کننده قدرت و تحرک بوده و از لحاظ بصری نیروی کشش و جاذبه را القاء می کند معنی خط نسبت به فضا و محیط اطراف خود مانند نقطه متغیر است خط ممکن از لحاظ بصری زمانیکه از داخل هواپیما به شهر نگاه می کنیم هر خیابان خطی محسوب میشود .
سطح :
عنصری است با دو بعد طول و عرض و بدون ارتفاع که بوسیله خط محدود شده است سطح ممکن است روی یک جسم ، یک منطقه و یا یک مزرعه باشد سطح ها چه هندسی باشند چه غیر هندسی دارای شکل ها و کیفیت های متفاوتی هستند که در زندگی روزمره با انواع آنها در تماس هستیم و هریک از آنها ازلحاظ بصری بر ما تاثیرات گوناگونی دارند سطح ها را به شکل های گوناگون می توان تقسیم کرد :
الف ) سطح صاف : کف خیابان
ب ) سطح پست و بلند : معماری های بومی ، سطح بام خانه های قدیمی ، امواج دریا
ج ) سطح شفاف ( شیشه ای ) : نور و تصویر از آن عبور می کند مانند شیشه ، کاغذهای رنگی نازک سطح ها به دو دسته هندسی و غیر هندسی تقسیم می شوند
حجم :
عنصری است دارای سه بعد طول و عرض و ارتفاع
ویژگیهای مختلف عنصر 3 بعدی (حجم) :
1. حجم ممکن است جسمی سخت و محکم باشد مانند یک تکه سنگ
2. ممکن است از حرکت سریع و چرخش یک سری نقطه ، خط یا سطح بوجود آید مثلا از حرکت سریع
و چرخش یک میله فلزی می توان در فضا حجمی بوجود آورد که با دست قابل لمس نیست مثل حجم مجازی
هنر های هفت گانه :
1. موسیقی
2. ورزش و حرکات نمایشی
3. صنایع دستی مثل مجسمه سازی
4. ترسیمی مثل خطاطی و نقاشی
5. ادبیات مثل شعر و نثر
6. معماری
7. هنرهای نمایشی مثل فیلم و سینما
معماری :
یعنی ارائه بهترین راه حل چه استفاده از راه حلهای گذشته و چه خلق راه حل های جدید معماری هنر و دانش طراحی بناها و سایر ساختارهای کالبدی است . آثار معماری بعنوان نمادهای فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی یک کشور شناخته می شوند تمدنهای تاریخی نخست از طریق همین آثار معماری شناخته می شوند بناهایی چون تخت جمشید از جمله چنین آثاری محسوب می شود
مجسمه سازی ( تندیس گری یا پیکر تراشی ) :
هنر همگزاری یا ریخت دادن به اشیاء است این باهم قرار دادن یا ریخت دهی در هر اندازه با هرساز مایه ای(مصالح ) انجام گیرد به فرآورده آن تندیس ، پیکره یا مجسمه گفته میشود . هر پیکره 3 بعدی که به منظور دارا بودن یک بیان هنری آفریده شده را میتوان تندیس نامید البته باید توجه داشت هر شکل دادنی را مجسمه سازی نمی گویند بلکه باید در ورای آن یک تفکر، خلاقیت یا یک نوآوری وجود داشته باشد .
نقاشی ( نگار گری) :
به اثری که رنگ بر روی سطحی مانند کاغذ ، بوم یا دیوار به جا می گذارد گویند. نگار گری نسبت به زبان نوشتاری دارای پیشینه بسیار قدیمی تری است نقاشی های یافت شده در غارها نشان می دهدکه انسانهای اولیه با کشیدن نقش حیوانات و شکارشان به نوعی خود را آماده نبرد با آنها می کردند . نقاشی عمل به کاربردن رنگ دانه محلول در یک رقیق کننده و یک عامل چسباننده بر روی یک سطح مانند کاغذ ، بوم یا دیواراست این کار توسط نقاش انجام میشود قدمت نقاشی در بین انسانها 6 برابر قدمت استفاده از زبان نوشتاری است
خوشنویسی :
به معنی زیبا نویسی یا نوشتن همراه با خلاق زیبایی است گاهی درک خوشنویسی بعنوان یک هنر مشکل است به نظر می رسد برای درک و لذت بردن از تجربه بصری خوشنویسی باید بدانیم خوشنویس علاوه بر نگارش یک متن سعی داشته اثری هنری با ارزشهای زیبایی شناختی خلق کند از این رو خوشنویسی با نگارش ساده مطالب و حتی طراحی حروف و صفحه آرایی متفاوفت است :
چامه :
یکی از کهن ترین گونه های ادبی و شاخه ای از هنر است
شعر :
یک گونه ادبی است که در آن از زیبایی های سطح و فرم زبان بیان هنری احساسات و تکنیک های خاص بهره گرفته شده می شود . آثار ادبی را به دودسته اصلی نثر و شعر تقسیم میکنند که معمولا از جهت خوانش ، زبان و تکنیک ها توسط مخاطب قابل باز شناسی هستند .
عکس :
فتو گراف که معنی عکس یا عکاسی از دو لغت یونانی فتو به معنی نور یا رعد و کلمه گراف به معنی رسم کردن یا گشیدن گرفته شده است و اولین بار توسط دانشمندی به نام "جان هرسکل" در سال 1839 به معنی ثبت یا گرفتن عکس توسط نور استفاده شد بر این اساس می توان گفت که عکس به معنی ضبط نور می باشد و این عملا از بازتاب نور ارسالی به یک شیء یا سوژه و ضبط آن بر روی فیلم عکاسی یا حافظه می باشد .
عکاسی :
به فرآیند ثبت تصاویر به وسیله دریافت و ثبت نور بر روی یگ سطح حساس به نور گفته می شود . الگوهای نوری باز تابیده شده از اشیاء بر روی سطح حساس به نور تاثیر می گذارد و باعث ثبت تصاویر می شود .
عکاسی در ایران :
این هنر در دسامبر 1842 وارد ایران شد ناصر الدین شاه به این فن علاقه فراوانی داشت و خود نیز عکاسی می کرد . آلبوم خانه کاخ گلستان تعداد زیادی از عکس های قدیمی را درخود دارد .
اسلاید :
عبارتست از عکس رسم شده روی یک صفحه شفاف یا فیلم مثبتی است از یک عکس است که وقتی نور عبور نماید تصویر آن روی پرده سفید یا دیوار منعکس می شود به عبارت دیگر اسلاید به واحدتصویری شفافی از قیلم مثبت تهیه شده که بوسیله نورافکن برروی پرده نمایش منعکس می شودگویند . اسلاید معمولا بر روی فیلم 35 میلی متری تصویر برداری شده و در قاب فلزی ، مقوایی یا پلاستیکی قرار می گیرد . درتهیه اسلاید گاه از فیلم 16 میلی متری نیز استفاده می شود اندازه قاب های استاندارد 5*5 سانتی متر است با این همه اندازه های دیگری با اسلایدهای بزرگتر نیز وجود دارد .
فیلم استریب :
عبارتست از یکسری عکسهای ثابت که در روی یک حلقه نوار فیلم مثبت 35 میلی متری پشت سر هم با نظم و تزتیب معین چاپ شده باشد . فیلم استریب فاقد خصوصیت حرکت می باشد .
چگونگی روند آفرینش یک اثر هنری :
بشر رد طول تاریخ همواره به تلاشهای گوناگونی دست زده تا باورها و آرمانهای انسانی خویش را در قالب شکل های مختلف بیان و به دیگران منتقل کند به راستی اگر آفرینش های هنری در تمدن بشرنبود چه بسا بسیاری از جلوه های فرهنگ جامعه انسانی ناشناخته باقی می ماند از این رهگذر هزاران سال است که آگاهی و شناخت ما از انسان و فرهنگ او امکان پذیر گشته و هنرهای گوناگون همچون موسیقی ، شعر ، نقاشی ، معماری ، مجسمه سازی ، تئاتر و ... به معنای یکی از راههای بیان دانش و اشتیاق بشر نقش ارزنده ای در بافت کلی فرهنگ جامعه بزرگ بشری ایفا کرده است .
مراحل آفرینش یک اثر هنری :
در تجزیه و تحلیل مراحل مختلف آفرینش یک اثر هنری می توان گفت که نخستین مرحله در شکل گیری و آفرینش یک اثر هنری مرحله دریافت است که در این مرحله هنرمند نخستین اندیشه و نمادی را که در اشکال مادی و محسوس ظاهر میشوند دریافت می کند دومین مرحله را مرحله تحلیل می نامیم که ذهن هنرمند از راه شهود و الهام در شکل عینی این اندیشه و نماد تغییراتی داده و صورتهای خیالی به آن می افزاید و بالاخره سومین مرحله در روند آفرینش یک اثر هنری مرحله آفرینش است که هنرمند سرانجام برای بیان مفاهیم صورتهای ذهنی خویش به انتخاب مواد و ابزار کار و شیوه مناسب می پردازد و در این راه از تمامی تواناییهای تکنیکی و آگاهیهای هنری خویش بهره می گیرد پس آفرینش هر اثر هنری دارای 3 مرحله است مرحله دریافت ، مرحله تحلیل ، مرحله آفرینش که به ترتیب بر 3 راس اصلی مثلث آفرینش قرار دارند .
مرحله دریافت :
اساس تفکر انسانی دریافت حسی است که اندیشه هنرمند را شکل می دهد پندارها و آرمانهای ذهنی او را پی ریزی می کند و نیروی تخیل و تصور وی را باور می سازد .
مرحله تحلیل :
مرحله تحلیل در جریان آفرینش هنری زمانی آغاز می شود که هنرمند بعد از دریافت های حسی خویش از جهان پیرامون خود به منظور بیان اندیشه های ذهنی خود دست به انتخاب شکل هایی نمادین می زند در این هنگام ذهن هنرمند از راه شهود و الهام و نیز با تاثیر پذیری از ویژگیهای فرهنگ ذخیره فردی در چگونگی شکل و صورت نماد یا اندیشه مذکور تغییراتی بوجود می آورد و به صورت ذهنی جایگزین صورت عینی می شود .
مرحله آفرینش :
آنچه در مرحله تحلیل در روند آفرینش هنر زاده می شود عصاره یک سلسله تجزیه و تحلیل ذهنی ذهنی است که در نهایت به صورت شکلهای ذهنی و تخیلی آماده ابراز بیان می شوند در مرحله آخر آن را آفرینش می نامیم .
وجه اشتراک آثار هنری :
تخیل بعنوان مهمترین عامل در شکل گیری اثر هنری - عاطفه و احساس هنرمند وجه اشتراک دیگر آثار هنری است که همه آثار هنری از عاطفه و احساس هنرمند شکل می گیرد – چند معنایی بودن و منشور مانندی وجه اشتراک تمام آثار هنری است این جنبه از خصایص آثار هنری در واقع از دو ویژگی قبلی که بر شمردیم نتیجه می شود بدین معنی که هر پدیده ای که عنصر اصلی آن تخیل و عاطفه باشد بی شک نمی تواند معنای تک بعدی داشته باشد از این روست که هرکس در برابر آثار هنری می ایستد دریافت و اسنباط خاصی دارد .
هنرهای بصری – زبان بی کلام :
بشر همواره برای بیان ایده ها و آرزوها و آرمانهای ذهنی خویش زبانهای مختلفی را به کار گرفته است که هنرهای بصری یکی از ارزنده ترین و گویا ترین این زبانها ست . زمانیکه بشر موفق به اختراع خط نشده بود تنها وسیله بیان مفاهیم ذهنی او خطوط تصویری بود تصویرهایی که بشر برای ابراز عقاید و اندیشه های خود بر صخره ها و دیواره غارهای محل زندگی خود حک کرده است ، نمادهایی هستند که با کشف معانی آنها به زندگی بشر اولیه و چگونگی ارتباط های با یکدیگر پی می بریم .
مبانی هنرهای بصری
کلیه هنرهایی که درجریان آفرینش آنها حس بینایی عامل اصلی باشد آنها را هنرهای تجسمی یا بصری می نامیم . هنر به طور کلی پوشش
آشنایی با هنر موسیقی :
به هر نوا و صدایی که شنیدنی و خوشایند باشد موسیقی گفته می شود و انسان یا هر موجود زنده را دچار تغییر کند . موسیقی با تعریف کلاسیک یعنی هنر بیان احساسات توسط صداها ، صدا در صورتی موسیقی نامیده می شود که بتواند ارتباط میان ذهن ها ایجاد کند . در تاریخ هنر موسیقی پدیده ای است همگام با گفتار و شاید پیش از پیدایش سخن وجود داشته است برخی از صاحبنظران در این که موسیقی می تواند هنر باشد یا مجموعه ای از آواهای منظم باشد نظرات جالب توجهی بیان نموده اند وقتی که نوازنده ای نغمه ای زیبا از یک وسیله بی جان خارج می کند چه بسا که از نظر قوانین علمی موسیقی بسیار دقیق باشد . پیش از اینکه تقسیم بندی در سطح جهان درباره موسیقی صورت گرفته که در آن گفته شده هنر موسیقی دارای 2 نوع هنر عامه پسند و متعالی است که بسیاری ازآنها را به نامهای موسیقی پاپ و کلاسیک می شناسیم در این تقسیم بندی موسیقی اصیل ایرانی در رده کلاسیک جای دارد که به دلیل وجود تفاوتهای چشمگیر با موسیقی کلاسیک جهانی گاهی آن را در دسته ای مستقل قرار می دهد .
تاریخچه موسیقی در ایران :
موسیقی ایران با قدمتی 2800 ساله از قدیمی ترین ، پیچیده ترین موسیقی های جهان به شمار می رود ایران در زمینه موسیقی دارای قدرت و پیشینه درخشان بوده است به طوری که گفته می شود قدیمی ترین آثاری که وجود موسیقی در زندگی بشر دلالت دارد در ایران یافت شده است تصویر حکاکی شده یک چنگ در سیستان مربوط به 8000 سال پیش یافت شده است در تاریخ کهن ایران خط نت وجود داشته است به طوری که باربد مرد طلایی موسیقی ایران در زمان ساسانیان رهبر ارکست بوده است که برای خسرو پرویز در کاخ او به اجرا پرداخته است وجود حکام نالایق و عدم درک صحیح آنها از هنر موسیقی باعث شد گنجینه موسیقی ایران از بین برود موسیقی ما در تاریخ حالت کلاسیک داشته که تبدیل به موسیقی محلی شد تا اینکه در عصر قاجار امیرکبیر در ایران قدرت یافت و دوباره روحی تازه در کالبد موسیقی دمید با زحمات علی اکبر فراهانی ردیف موسیقی ایران تثبیت شد . نکته ای که در اینجا باید به ان توجه داشت این است که موسیقی ایران دارای هفت دستگاه است که عبارتند از : همایون – شور – نوا – سه گاه چهار گاه - راست پنج گاه – ماهور .
به طور کلی موسیقی ایران از دیدگاه برخی موسیقی دانهای ایران به 2 نوع تقسیم می شود :
1 ) موسیقی عامیانه که شامل موسیقی ردیف دستگاهی نواحی مختلف ایران و موسیقی مذهبی و آئینی است
2 ) موسیقی هندی که شامل موسیقی کلاسیک بین المللی و موسیقی ملی است
تقسیم بندی موسیقی از لحاظ جغرافیایی :
موسیقی در دنیا می تواند به طور کلی به موسیقی اروپا ، آفریقا ، اقیانوسیه ، آسیا و ... تقسیم شود . موسیقی آسیا نیز به نوبه خود میتواند به موسیقی خاور دور ، خاور آسیا و خاور مرکزی تقسیم شود . موسیقی ایران نیز می تواند به نواحی مختلف مانند : سیستان و بلوچستان ، خراسان و ... تقسیم شود که هرکدام قابل تقسیم شود که هرکدام قابل تقسیم به مناطق کوچکتر هستند .
تقسیم بندی موسیقی از لحاظ تاریخی :
1 – موسیقی قبل از اسلام 2 – موسیقی بعد از سلام 3 – موسیقی معاصر
تقسیم بندی موسیقی از لحاظ فلسفی :
1 – موسیقی هنری ( عالمانه ، جدی ، دانشمندانه )
2 – موسیقی عامه پسند ( تفتی ، مردم پسند مانند یک موسیقی بازاری است )
تقسیم بندی موسیقی از لحاظ علمی :
1 – علم نظری ( به تعریف موضوع موسیقی ، صوت و ... )
2 –علم عملی ( این بخش به نوازندگی ، آهنگسازی ، آداب نوازندگی و ... )
طبقه بندی موسیقی کنونی ایران :
1 - موسیقی نواحی مختلف ایران
2 – موسیقی دستگاهی ( سنتی )
3 – موسیقی کلاسیک ( بین المللی )
4 – موسیقی ترکیبی ( ملی )
5 – موسیقی پاپ ( مردمی )
6 – موسیقی مذهبی ( نوحه ، تعزیه و ... )
تعاریف مختلف هنر :
هنر انعکاس تخیل و تصور هنرمند است
هنر آفرینش زیبایی و نیروی دانایی است
لذت و شعوری است که عینیت یافته
تشبیهی از جهان است که ما از آن لذت می بریم
یک واژه کلی برای اشار ه به حس و انگیزه ، انجام یک حرکت خلاق است
حرکات نمایش ( ورزشی ) :
یکی از هنرهای هفت گانه هنرهای ورزشی و حرکتی است که آن هم دارای انواع گوناگونی چون ورزشهای مختلف و حرکات جسمی نمایشی می باشد . ورزش فعالیتی است که هر فرد به منظور های متفاوت و در یک محیط متفاوت جهت مسابقه ، لذت بردن ، کسب برتری ، پیشرفت و ... انجام می دهند . دریک تعریف جامع باید گفت ورزش به فعالیتها یا مهارتهای عادی جسمانی گفته می شود که بر پایه یک رشته قوانین مورد توافق همگانی و با اهداف تفریحی برای مسابقه ، نشاط شخصی ، دستیابی به ورزیدگی ، مهرت جویی یا ترکیبی از این اهداف انجام میگیرد . تاریخچه ورزش جهان به شکارهای انسان های اولیه باز می گردد و در ایرا نیز شکار انسانها در دوره آریایی ها
نکات اساسی درباره علم هنر :
ارزش و نقش هنر این است آنچه را ممکن است در قالب استدلال و تعقل نامفهوم و دور از دسترس باقی بماند مفهوم سازد و در دسترس همه مردم قرار دهد هنر یکی از وسایل ارتباط انسانها با یکدیگر است و از موجبات ترقی و پیشرفت انسانها به سوی کمال است هنر به افراد نسل هر عصر امکان می دهد تا احساساتی را که انسانهای پیشین دریافته اند و احساساتی که هم اکنون بهترین و پیشرو ترین افراد تجربه می کنند دریابد .
خاصیت اساسی هنر :
سرایت دادن احساسی است که هنرمند آن را آزموده ، تجربه و وصف کرده است هنر انتقال احساسی است که از شعور دینی انسانها سرچشمه می گیرد در نهایت اینکه برای بوجود آوردن موضوع حقیقی هنری شرایط بسیاری لازم است از جمله اینکه هنرمند باید بر سطح رفیع ترین جهان بینی عصر خویش جای داشته باشد و احساسی را که تجربه کرده باشد با اشتیاق فرصت انتقال آن را داشته باشد .
هنرهای تجسمی و عکاسی :
عکاسی در حدود سال 1830 توسعه یافت و بزودی توانست یک روش چهره نگاری ارزان قیمت گردد همچنین برای تصورات علمی هنرمند توانست رشد کند مکتب فتوریسم و عکاسهای کارپوت از نظر روانی مکتب هنر را تحت تاثیر قرار داد عکاسان با تقلید از زیبایی شناسی عکاسی مانند تجربه نوری از ترکیبات پیشرفته مواد برای چاپ بهنر استفاده کردند .
ویژگیهای رنگ :
برای شناخت رنگ و درک بیشتر رنگ ها و کاربرد صحیح انها در آفرینش آثار هنری باید به 3 جنبه یا ویژگی رنگ توجه کامل داشت این ویژگیها عبارنتد از : نام رنگ – ارزش رنگ ( تاریکی و روشنی ) – خلوص یا اشباح رنگ
الف : نام رنگ : هر رنگ دارای نامی است که ما آن را بدان می شناسیم مانند : قرمز – آبی – زرد و ...
ب : ارزش ( تاریکی و روشنی ) : درجه تاریکی و روشنی رنگها را ارزش رنگی آنها می نامیم مثلاٌ رنگ زرد از رنگ بنفش روشن تر و یا قرمز از زرد تاریک تر به نظر می رسد
ج : خلوص ( اشباح رنگ ) : نهایت خالص بودن رنگ را خلوص یا اشباح رنگ می نامیم مثلاٌ رنگ قرمز خالص در مقایسه با رنگ قرمزروشن که با سفید ترکیب شده دارای خلوص یا اشباح رنگی است ترکیب خاکستری ( سیاه و سفید ) با رنگ خاص خالص سبب کاهش خلوص رنگ می گردد .
دایره رنگ :
3 گروه رنگ وجود دارد که عبارتند از : رنگهای اصلی – رنگهای درجه دوم – رنگهای درجه سوم
رنگهای اصلی شامل : زرد – قرمز – آبی که در طبیعت به طور خالص وجود دارند و از ترکیب رنگهای دیگر بوجود نمی آید
رنگهای درجه دوم : 3 رنگ نارنجی – بنفش – سبز هستند که هرکدام از ترکیبات متعادل دو رنگ اصلی بوجود می آیند
رنگ بنفش از ترکیب آبی و قرمز – نارنجی از ترکیب زرد و قرمز – سبز از ترکیب زرد و آبی است
رنگهای درجه سوم : رنگهایی هستند که از ترکیب یک رنگ اصلی و یک رنگ درجه دوم بدست می آیند مثل : زرد نارنجی
رنگهای مکمل و متضاد :
رنگهایی که بر روی یکدیگر قرار دارند آنها را رنگهای مکمل و متضاد می گویند مانند زرد و بنفش – آبی و نارنجی
قرمز و سبز هرگاه رنگهای مکمل را کنار یکدیگر قرار دهیم قویتر و روشن تر به نظر می رسند قرمز هرگاه کنار سبز قرار گیرد قرمز تر و سبز هرگاه در کنار قرمز سبز تر جلوه می کند .
* زمانیکه رنگهای مکمل را باهم ترکیب نماییم رنگهای خاکستری حاصل می شود
در زمینه درک و شناخت رنگ تضادهای رنگی از اهمیت فراوانی برخوردار ند و کلیه هنرمندان هنرهای تجسمی از تضاد های رنگی برای بیان مفاهیم ذهنی خویش استفاده های فراوانی می کنند و در مبحث رنگ شناسی 7 تضاد رنگ وجود دارد که عبارتند از : تضاد ته رنگ – تضاد تاریکی و روشنی – تضاد سرد و گرم – تضاد مکمل – تضاد هم زمانی – تضاد کیفیت
تضاد کمیت ( وسعت سطوح رنگ )
از لحاظ ظاهری قدرت هر رنگی به 2 عامل مهم بستگی دارد : 1 – میزان درخشندگی رنگ 2 – کمیت یا وسعت سطح رنگ
رنگها وقتی در کنار یکدیگر قرار می گیرند جلوه های گوناگونی می یابند و بر یکدیگر اثر می گذارند و ویژگیهای بیانی و روانی آنها تغییر می کند انسان در برابر رنگهای گوناگون واکنش های احساسی متفاوتی دارد یکی از این واکنش ها احساس سردی وگرمی نسبت به رنگهاست با دیدن رنگ آبی احساس سردی و رنگهای قرمز و نارنجی احساس گرمی می کنند .
آزمایشهای فراوانی انجام شده که ثابت شده است رنگهای گرم و سرد علاوه بر تاثیرات روانی بر جسم انسان نیز تاثیر می گذارند مثلاٌ اتاقی که با رنگ ابی رنگ آمیزی شده است با وجود حرارت در فضا به فرد احساس سردی می دهد .
در این سبک نقاشان از ضربات «شکسته» و کوتاه قلم مو اغشته به رنگهای خالص و نامخلوط به جای ترکیبهای ظریف رنگها استفاده میکنند. مثلا، به جای ترکیب رنگهای ابی و زرد برای تولید سبز انها دو رنگ ابی و زرد را مخلوط نشده بروی بوم قرار میدهند تا رنگها «حس» رنگ سبز را در نظر بیننده به وجود بیاورد. انها در نقاشی صحنههای زندگی مدرن در عوض جزئیات، تأثیرات کلی واضح را نشان میدهند.

پست-امپرسیونیسم
از لحاظ شيوه هاي بيان در نقاشي ، هريك از هنرمندان اين مكتب، روش خاص (سبك ) خود را درآثارشان ارائه دادند. گروهي برساختار و سازماندهي عوامل متشكله آثار خويش تأكيد داشته وبه هندسه اثر ومسائل مربوط به قوانين رياضي وتعادل و تناسب ونظم و هماهنگي سطوح و فرمها مي پرداختند وگروهي ديگر هم بدون اعتنا به طراحي و ساختمان فرمها، آزادانه تجربيات رنگيني را مي آفريدند.

نئوامپرسیونیسم
نقطههای مجزا با رنگهای خالص را به گونهای در نقاشی به کار برده می شوند که در صورت دیده شدن از فاصلهٔ مناسب، حداکثر شفافیت و درخشش را به دست دهند. در چنین نقاشیهایی نقطه ها هم اندازهاند و به گونهای انتخاب می شوند که با مقیاس تابلو هماهنگی داشته باشند. هنرمندان اين مكتب با استفاده از اين ديدگاه علمي، قصد نمايش ذرات بنيادين (نور و رنگ) را در آثار تجسمي خود داشته اند.

اکسپرسیونیسم
کسپرسیونیسم یا هیجاننمایی شیوهای نوین از بیان تجسمی است که در آن هنرمند برای القای هیجانات شدید خود از رنگهای تند و اشکال کَجوَش (معوج) و خطوط زمخت بهره میگیرد.
مرجع به وجود امدن سبك اكسپرسيونيسم در حقيقت سبك پست -امپرسيونيسم ونگوك بوده است .

اکپرسیونیسم انتزاعی
اکسپرسیونیست انتزاعی نوعی یورش بی پروا علیه تمام قواعد فرم و کمپوزیسون و رنگ است و هیچ قاعده ایی را بر نمی تابد. هر انچیزی که مدرنیسم تعلیم داده بود را زیر پا می گذارد. درحقیقت سبکی است برای نفی تمام سبک های پیشین.
کوبیسم
کوبیست ها جهان مرئی را به طریقی بازنمایی نمی کردند که منظری از اشیا در زمان و مکانی خاص تجسم یابد. آنان به این نتیجه رسیده بودند که نه فقط باید چیزها را همه جانبه دید، بلکه باید پوسته ظاهر را شکافت و به درون نگریست. نمایش واقعیت چند وجهی یک شی مستلزم آن بود که از زوایای دید متعدد به طور همزمان به تصویر در آید، یعنی کل نمودهای ممکن شیء مجسم شود. ولی دستیابی به این کل عملا غیر ممکن بود. بنابراین بیشترین کاری که هنرمند کوبیست می توانست انجام دهد، القای بخشی از بی نهایت امکاناتی بود که در دید او آشکار می شد.بدین سان، هنرمند کوبیست داعیه واقعگرایی داشت، که بیشتر نوعی واقعگرایی مفهومی بود تا واقعگرایی بصری.
فوتوریسم
فتوریستها از گذشته بدشان میاید و مخصوصا از فکرهای گذشته در مورد هنر و سیاست خیلی بدشان میاید. آنها در جنبش فتوریست عشقی به سرعت، تکنولوژی و خشونت نشان می دهند. نقاشان فوتوريست عموما با تكرار حركت شكل ها و خطوط سعي در نمايش حركت و تغيير داعمي شكل ها داشتند

ورتیسیسم
از شناسههای این سبک نگارگری غیر بازنمایی، بکارگیری کمان و زاویههای چندگانه در رویهای تخت برای پدید آوردن تجسمی دَوَرانی، یا القای چرخش و التهاب گردابی است که نگاه نگرنده را به کانون خود فرومی کشد.

رومانتیسیسم
رمانتیسیسم را، همانطور که از نامش پیداست، باید نوعی واکنش احساسی در برابر عقلانیت به حساب آورد. تمایلی به برجسته کردن خویشتن انسانی، گرایش به سوی خیال و رویا، به سوی گذشتهٔ تاریخی و به سوی سرزمینهای نا شناخته. رمانتیسیسم با جدایی از کلاسیسم خشک و کنار نهادن مضمونهای باستانی، حرکتی نو در طرح و رنگ به وجود آورد .

پرسیژنیسم
رسیژنیسم یک جنبش هنری است که بعد از جنگ جهانی اول و قبل از جنگ جهانی دوم در آمریکا به وجود آمد.ويژگي هاي اين سبك عبارتند از :سادگی شکل، صراحت هندسی سطوح، راستبُری خط و دقت در سامانبخشی به عناصر تصویری .نقاشان اين سبك معمولاً مضمون کار خود را صحنههایی صنعتی و شهری و ساختمانی خالی از وجود آدمی انتخاب می کنند .
مینیمالیسم
مینی مالیستها معتقدند با حذف حضور فریبنده ترکیب بندی و استفاده از موارد ساده و اغلب صنعتی که به شکلی هندسی و بسیار ساده شده قرار گرفته باشند،می توان به کیفیت نـاب رنگ، فرم،فضا و ماده دست یافت.مینی مالیسم نمونهای از ایجاز و سادگی را در خود دارد و بیانگر سخن رابرت براونینگ است: (Less is more) «کمتر غنی تر است».
سورئالیسم
هنرمندان سورئالیسم یا فراتراز رئالیستها ، معتقدند که باید سدها را شکست . سدهای جسمانی و روانی میان هشیار و ناهشیارو جهان بیرون و درون را برانداخت تا بتوان واقعیت برتری را بوجود آورد که در آن واقعی و غیر واقعی و اندیشه و عمل با هم روبرو شوند و در هم بیامیزند و بر سراسر زندگی چیره شوند.
گرافيتي
گرافیتی یا نقاشی دیواری به آن دسته از دیوارنوشته ها یا نقاشی هایی گفته می شود که با انگیزه ای شخصی روی در و دیوار شهر ها و اماکن عمومی کشیده می شود.این کار تقریبا در همه جای دنیا با منع قانونی مواجه است. گرافیتی با نوشته های سر دستی و یادگاری های روی دیوار متفاوت بوده و نیز مختص سن یا طبقه فزهنگی و اقتصادی خاصی نیست

آپ آرت
هنر دیدگانی (Optical Art یا Op Art) به نوعی نقاشی یا اشکال دیگر هنر گفته میشود که با خطای دید سر و کار دارند و یا از آن استفاده میکنند.بسیاری از نمونههای مشهور هنر دیدگانی سیاه و سفید رسم شدهاند، به این دلیل برخی آن را آبستره میدانند. بینندهای که به آثار این سبک مینگرد، ممکن است حرکت، چشمک زدن، خاموش و روشن شدن، چرخش، لرزش یا جهش مشاهده کند
باربيزون
هنرمندان اين سبک براي طراحي اوليه اثار خود اسکيسي از موضوع خود طراحي مي کنند و سپس الگوهاي اوليه خود را به کارگاه برده و شروع به رنگ گذاري و پردازش بر روي نمونه هاي خود مي کنند. لازم به ذکر است که اکثراثار هنرمندان اين سبک در اندازه هاي بزرگ طراحي مي گرديده است. از ديگر خصوصيات اين گروه وفاداري به طبيعت و الگو برداري مستقيم از طبيعت و واقعيت بودهاست.

فتورئاليسم
در اين شيوه - همانگونه که از نامش پيداست با نوعي واقع نمائي اغراق اميز روبرو هستيم. هنرمندان اين سبک مي کوشند تا در باز نمائي عيني موضوعات با دوربين عکاسي به رقابت بپردازند و از ان پيشي گيرند

باروك
این سبک به شدت انسانگرا بوده و در نقاشیهای بسیاری از هنرمندان، باروک تصاویر انسانی محسوس است و در اکثر آثارشان، شمار فراوانی از تصاویر انسانی به چشم میخورد که شاید بتوان گفت، این ویژگی به یادگار مانده از عصر رنسانس است. از دیگر ویژگیهای هنری سبک باروک، میتوان توجه به نهادهای غیر دینی و دنیوی و حفظ تعادل و وحدتآفرینی میان عناصر گوناگون و متعدد را برشمرد؛ به گونهای که تعادل از طریق هماهنگی اجزا در تابعیت از کل حاصل میشود.
استاکیسم
ستاکیسم یک جنبش هنری بینالمللی میباشد که در سال ۱۹۹۹ میلادی با اهداف ضد پستمدرنیستی و برای بازآفرینی مدرنیسم بنیانگذاری شد.موسس اصلي آن Billy Childish مي باشد . در زمينه هاي مختلف و از جمله نقاشي وجود دارد. 
آبستره
اين جنبش در 1910 در روسيه توسط واسيلي كاندينسكي مطرح شد. در اين جنبش هنرمندان با استفاده از عدم بازنمايي عيني و بيان تجسمي نوين(خط و رنگ) و با خلاصه نمودن مضامين و موضوعات، به عناصر بنيادين چون خط، سطح براي بيان كليت و كلي گويي سود مي جستند.
كنستراكتيويسم
كنستراكتيويسم، مكتب متداولي بود كه بنيانگذار حركتهاي هنري و معماري روسيه بود و در اصل از كوبيسم الهام گرفت . هنرمندان اين سبك با تاكيد بر ساختار شكل و فرم، بيان مكانيت و زمانيت فضا، تداوم و استمرار فضاي دروني با پيرامون، درصدد ايجاد آثار هنري، بر مبناي اصول و فنون مدرن مهندسي هستند
روکوکو
اين نقاشي ها بسيار تزئين شده هستند و در آنها از رنگ هاي روشن و طرح هاي منحني وار زياد استفاده مي گردد و از فرشتگان و سمبل هاي عشق به وفور استفاده مي شود . پرتره نيز در اين سبك معمول مي باشد.

Mysore
يك سبك نقاشي هندي است كه بسيار پرجزييات و با رنگ هاي خفه اي همراه مي باشد . موضوع اكثر اين نقاشي ها نيز خدايان هني هستند
مینیاتور ایرانی
مینیاتوردر لغت به معنی کوچکتر نشان دادن است .در نقاشی های مینیاتور، تصاویر، شباهتی با عالم واقعی ندارند. حجم و سایه روشن هم به کار نمی رود و قوانین مناظر و مرایا رعایت نمی شود. مناظر نزدیک، در قسمت پایین نقاشی و مناظر دور در قسمت بالای آن به تصویر در آمده است. تمام چهره ها به صورت "سه ربع" دیده می شوند و حدود آن را از بناگوش تا حدقه ی چشم مقابل است. هنرمند به کشیدن پیکرهای انسانی تاکید چندانی ندارد، بلکه علاقه ی او بیش از هر چیز به کشیدن لباس های فاخر بر تن شخصیت های تصویری خود است و گاهی برای نشان دادن شکل خاص پوشاک، دست و پا را می پوشاند، حتی گاه قامت را بلند تر نشان می دهد تا بهره گیری از امتیاز قبای بلند، مُیسر شود.

مینیاتور عثمانی
مينياتور عثماني سبكي از نقاشي و مشابه با مينياتور ايراني مي باشد و در ان از رنگ هاي شفاف سبز و آبي و قرمز استفاده مي شود

گل و بلبل(Bird-and-flower)
این سبک همون طور که از اسمش پیداست روی موضوع تاکید داره و یک سبک نقاشی چینی محسوب می شه . موضوعات این نقاشی به طور خاص فقط و فقط شامل پرندگان ، گلها، ماهی ها و حشرات می شود .
البته می توان انواع گیاهان یا حیواناتی مانند سگ و گربه را نیز درون این تصاویر دید.

برگرفته از
saharbanoo.blogfa
تارخچه ی طراحی
کلمه طراحی در لغت به معنی طرح افکنی و نقشه ریزی آمده
است. هنر طراحی از قدیم ترین روشهایی است که انسان
برای بیان احساسات خود به کار گرفته است. طراح با ابزار
بسیار ساده و بیشتر به کمک خطوط که اغلب در طراحی به
عنوان مهمترین عنصر بکار می رفته، احساساتی را که کلما
ت قادر به بیان آن نیستند، نمایان می کند.
طراحی در هر دوره معنای تخصصی، مفاهیم و کاربردهای
متنوعی را در بر گرفته است. از این رو مانند واژه هنر با یک
تعریف مشخص نمی توان تمام جنبه های آن را بیان کرد.
طراحی در هر دوره مفهوم خاصی داشته و هر هنرمندی دید و
شیوه ی شخصی خود را ابراز کرده است. در تکنیک طراحی در
عین سادگی، قدرت بیان و تاثیرگذاری زیادی وجود دارد. زیرا
علاوه بر مهارت در طراحی اندیشه و احساس طراح را نسبت
به موضوع در بطن طرح بیان می کند.
طراحی باز آفریدن تصاویر عینی و نمایش تصاویر ذهنی برای
تجسم بخشیدن به واقعیت است. طراحی همیشه به آثار دیگر
وابسته نیست، چون به تنهایی اثری مستقل و کامل است که
خلاقیت هنرمند را نمایان می کند
.
در زمان قدیم، دوره قبل از پیدایش رنسانس در شرق دور میان
طراحی و نقاشی تفاوتی وجود نداشته است. در ایران هم نیز
طرح و نقش از هم جدا نبوده و هنرمندان ابتدا طرح را با خطوط
مدادی که به آن طرح بیرنگ هم می گفتند، ترسیم کرده و
سپس آن را رنگ آمیزی می کرده اند.
طراحی مستقل در ایران با هنرمندانی چون محمدی و شیخ
محمد آغاز شد و سپس در آثار طراح بزرگ ایران، یعنی رضا
عباسی به اوج رسید. اما طراحی به مفهومی که امروز می
شناسیم ریشه در غرب دارد. طراحی به صورت مرحله
مقدماتی کار هنری از سده شانزدهم میلادی در میان هنرمندان
اروپائی متداول شده. طرح و طراحی در دو حوزه design و
drawing مطرح می شود. طراحی یا drawing بیشتر
احساسات فی البداهه طراح را بیان می کند. اما design نوعی
طراحی مرحله به مرحله بر مبنای اصول که جنبه کاربردی دارد.
Drawing دامنه بسیار وسیعی دارد و به دلایل مختلفی انجام
می شود. بیشتر این طرحها تصاویر انسان، حیوانات، گیاهان و
.......که اغلب بامداد، زغال و گچ و مرکب اجرا می شدند.
از نظر تاریخی، قدیم ترین آثار کشف شده در طراحی مربوط به
سی هزار سال پیش بوده. که از هنر دوران غارها تا امروز آثار
بسیار متنوعی به جا مانده است. در این آثار، هنرمند گاه به
تصاویر طبیعت نزدیک شده و گاه از آن فاصله گرفته است. بر
اساس این ویژگی ها آثار آن دوران به سه دوره تقسیم شده
است: دوره هنر نمادین. دوره هنر واقع نما. دوره هنر ذهنی. در
آثار دوره نمادین نوعی واقع گرایی و ذهن گرایی وجود دارد اما
در این نمونه ها بیان نمادین بیشترین اهمیت را دارا بوده است
.
دوره هنر نمادین یا symbolism انتقال معنی به کمک نشانه
تصویری بوده ، مانند شکل صلیب که نماد مسیحیت است. دوره
هنر واقع نما یا objectivism که عینیت گرایی، تقلید و نمای
طبیعت بوده که همان واقع گرایی هم نام دارد.
دوره هنر ذهنی یا subjectivism، ذهنیت گرایی، گرایش به
نمایش تصاویر ذهنی در مقابل نمایش عینی طبیعت و روابط
طبیعت برای ابداع زبان تصویری شخصی هنرمند.
دوره هنر نمادین، دوره هایی چون هنر عصر سنگ، هنرتمدنهای
باستان و هنر تمدنهای دینی بوده است. در هنر عصر سنگ و
هنر تمدنهای باستان، نمادهای اساطیری بکار رفته ولی در هنر
تمدنهای دینی از نمادهای مذهبی استفاده شده است. آثار
عصر سنگ با ابزار ساده و محدود بر روی دیوار غارها، بدنه
ظروف سفالین به صورت نزدیک به طبیعت نمایش داده می
شده است.
دوره هنر واقع نما شامل هنر یونان و روم باستان که از نظر
تاریخی با هنر دوران رنسانس فاصله زیادی دارد. ولی از نظر
شیوه واقع نمایی در یک دسته قرار می گیرند. در تاریخ هنر،
دوران رنسانس به معنای تولد هنر و ادبیات، بر اساس الگوهای
هنر یونان باستان است و از نظر تاریخی به سه دوره تقسیم
می شود: مرحله آغازین، مرحله پیشین، مرحله پسین یا اوج
آغاز قرن چهاردهم تا اوایل قرن شانزدهم میلادی رواج داشته
است.
هنرمندان یونانی برای اولین بار در تاریخ، آثاری به تقلید از
طبیعت بوجود آوردند. آنها برای نمایش واقع نمایانه طبیعت، به
کالبدشناسی، برجسته نمایی و فضای سه بعدی توجه کردند.
که نمایش بدن انسان و حالات و حرکات او از زوایای مختلف،
مورد توجه خاص هنرمندان یونانی بود. از دوره رنسانس،
هنرمندانی چون: جوتو، مازاتچو، دناتللو، لئوناردوداوینچی و میکل
آنژ نمایش تصاویر سه بعدی را به صورت علمی پایه ریزی کردند
نايك
لوگو مربوط به مارك نايك يكي از معروفترين لوگوهاي دنياست و شايد كمتر كسي باشد كه باديدن اين علامت به ياد مارك معروف نايك نيفتد . اين مارك در دنيا به "JUST DO IT !" معروف است و سوپراستارهاي زيادي مانند Michael Jordan, LeBron James, Andre Agassi, Shane Warne, Maria Sharapova, Venus و Serena Williams از اين مارك استفاده مي كنند .
نام كمپاني نايك از نام الهه پيروزي در يونان باستان گرفته شده است . و لوگوي مربوطه در سال 1971 توسط Carolyn Davidson به قيمت بسيار پايين 35 دلار طراحي گشته است . منظور از اين لوگو بالهاي الهه پيروزي است . اولين باري كه لوگوي مربوطه در سال 1971 طراحي گشت نام نايك با رنگ نارنجي بر بالاي اين تصوير نوشته مي شد . شايد بتوان گفت كه آرم اين شركت حتي از نام آن نيز معروفتر گشته است .
آرم چك مارك معروف در سال 1995 به طور رسمي به عنوان آرم تجاري شركت نايك ثبت گشت . اين بالهاي مجرد طراحي شده توسط Carolyn Davidson آرم بسيار بامعنايي براي كمپاني توليد كننده كفشهاي ورزشي مي باشد .
-----------------------------------------------------
ميتسو بيشي
هرچند كه قدمت ميتسو بيشي در Uk تنها در حدود 3 دهه است اما اين شركت اولين ماشين خود را در سال 1917 توليد نمود . و احداث خود كارخانه مربوط به سال 1870 است زماني كه كارخانه ميتسو بيشي به توليد كشتي مي پرداخت . آرم مربوط به اين شركت نيز نشان دهنده پره كشتي مي باشد .
اين اسم به معناي 3 لوزي مي باشد كه مي توان ان را 3 الماس نيز معنا نمود .
عده اي ديگر عقيده دارند كه اين ارم از تركيب نشان مربوط به 2 خانواده تشكيل شده و نشان دهنده پره كشتي نمي باشد و ربطي به صنعت اوليه اين كارخانه يعني كشتي سازي ندارد .
----------------------------------------------------------------------------------------
آيودي
4 حلقه اين لوگو نشان دهنده 4 شركت خودرو سازي متحد براي ايجاد اين كمپاني مي باشد . اين 4 شركت عبارتند از : DKW, Horch, Wanderer, and Audi. كه در سال 1932 اين اتحاد صورت گرفت . بعد از جنگ نامو آيودي كه در لاتين به معناي " گوش فرا ده " مي باشد از اين ارم حذف گشت اما در سال 1965 دوباره به لوگو مربوطه اضافه گشت .
----------------------------------------------------------------------------
نهضت مبارزه با بيسوادي
اين نهضت در زمان پهلوي ايجاد گشت . و اونها سفارش طراحي آرم را به مرحوم مميز دادند و اصرا زيادي تو اين كار كردن و اين قدر رفتن و اومدن كه مميز كلافه شد و گفت پول زيادي بابت اين كار مي گيره و اونها هم قبول كردن . مميز انگشتشو جوهري کرد ومثل اثر انگشت زد روکاغذ بعدش برداشت روش يه ضربدره قرمز کشيدهمين وگفت اينم آرمي که خواسته بودين . از او پرسيدن اين ارم يعني چي و وي پاسخ داد خب يعني به جاي انگشت زدن پاي کاغذ که کار بيسواداس اگه طرف سوادداشته باشه امضا ميکنه و ديگه به اثر انگشت احتياجي نيست . اينم فكر مبتكري بوده ها !!!!!!!!!!!!
------------------------------------------------
هايدلبرگ
اين شركت بزرگترين شرکت سازنده ي ماشيناي چاپ توي دنيا است . لوگوي شركت اسم شركت است كه بعضي از حروف آن به صورت خاصي نوشته شده است : H, G, E . حرف ايچ بايك خط ، شکل ابتداي ماشين چاپ روتداعي ميکنه و اون خط درواقع قسمتيه که کاغذ رو روش ميگذارن وبهش ميگن قسمت يا سيني تغذيه و حرف E بدون خط عمودي کنارش به مفهوم نورد هاي (غلطک)هاي چاپ هست . وحرف G با خط کشيده در انتهاي لوگو
به معني قسمت تحويل(سيني تحويل)کار چاپ شده وانتهاي ماشين هستش .
اينم ايده جالبي بوده و از لوگوهاي خيلي مرتبط . لوگوي قبلي شركت اسم شركت به صورت ساده بوده است .
------------------------------------------------------------
اينم چيزايي كه من فهميدم راجع به اين لوگو
با وجود اين كه فايرفكس نام ديگري براي پانداي قرمز است ( حيواني كه بر خلاف نامش به خانواده راكنها تعلق دارد نه پانداها ) حيواني كه در ارم ديده مي شود يك روباه با طراحي خاص است . اين لوگو با ايده Daniel Burka و با طراحي Stephan Desrooches ايجاد گشت و توسط Joh Hicks پرداخت گرديد .
اين لوگو به دليل تاثير گذاري ان انتخاب شده است به نحوي كه ظاهر آن نيز تكراري نباشد و در ذهن باقي بماند و با لوگوهاي ديگر اشتباه نشود . ( كه واقعا هم همين طوره )
Joh Hicks قبلا آرم زير را طراحي كرده بود كه با اتفاق نظر همكاران فايرفكس بر زيبايي بسيار زياد اين طرح قرار شد از آن براي طراحي آرم شركت ايده گرفته شود .
قيافه روباه امر نيز با دين يك نقاشي ژاپني الهام گرفته شده است كه نقاشي بصورت زیر بوده
رفاکس چرا «فایرفاکس» نامیده شد؟!
فایرفاکس یکی از محبوبترین مرورگرهای وب است. شاید برای هر کسی این سؤال پیش آمده باشد که وجه تسمیه فایرفاکس چیست. در صفحه FAQ شرکت موزیلا به این سؤال به طور مشروح پاسخ داده شده است.
فایرفاکس قبل از اینکه «فایرفاکس» شود ، نامهای دیگری داشت. در سپتامبر 2002 ، Phoenix نامیده میشد و در 14 آوریل 2003 به فایربرد FireBird تغییر نام پیدا کرد. زمانی هم به آن موزیلا فایربرد میگفتند ، سرانجام در 9 فوریه 2004 ، نام فایرفاکس برای این مرورگر انتخاب شد.
دلیل این تغییر نامها چه بود؟ دلیل اصلی این تغییر نامها ، این بود که هر بار اسمی برای این برنامه انتخاب میشد ، متوجه میشدند قبلا آن اسم ثبت شده است ، غالبا به وسیله برنامههای کدباز دیگر.
اما چرا نامهای این برنامه همیشه حول و حوش حیوانات حرکت میکرد؟ به نظر میرسد در میان توسعهدهندگان برنامهها انتخاب اسم حیوانات یک سرگرمی محبوب باشد.
چرا فایرفاکس؟ این نام شبیه «فایربرد» نام اول این برنامه است ، بعلاوه این نام خوشوزن است ، آسان به خاطر سپرده میشود و منحصر به فرد است.
فایرفاکس واقعا چطور حیوانی است؟! اگر فایرفاکس را کلمه به کلمه ترجمه کنیم ، میشود ، روباه آتشین. اگر به لوگوی برنامه دقت کنیم ، باز هم تصویر یک روباه را میبینیم که بر کره زمین چنبره زده است.
اما ، همانطور که در صفحه FAQ موزیلا توضیح داده شده است ، فایرفاکس نام دیگر «پاندای قرمز» است. در اینجا میتوانید اطلاعات کاملی درباره این پاندای قرمز را ببینید. البته این حیوان بر خلاف نامش از لحاظ جانور شناسی به خاواده راکونها تعلق دارد و نه پانداها.
داستان لوگوی فایرفاکس:
لوگوی فایرفاکس اول اینطوری بود:
اما به تدریج شکایتهای کاربران از طراحی ضعیف آیکون و رابط گرافیکی ضعیف برنامه بیشتر شد ، تا جایی که در اکتبر 2003 یک طراح حرفهای رابط گرافیکی برنامهها به نام استیون گریتی Steven Garrity ، مقالهای نوشت و در آن به نفطه ضعفهای گرافیکی برنامه اشاره کرد. به فاصله کوتاهی آقای گریتی به شرکت موزیلا برای طراحی گرافیکی برنامه دعوت شد.
و سرانجام طراحی اصلی و اصلاحشده فایرفاکس :
------------------------------------------------------------------------------------
فراري
يكي از معروفترين كارخانجات اتومبيل سازي كه محصولات آن از گران قيمت ترين اتومبيل هاي دنيا مي باشد و تمام علاقه مندان سرعت در دنيا با اين كارخانه آشنا مي باشند . اين خبر مال پارسال است مثلا : گرانقيمت ترين خودرو جهان انزو متعلق به شركت فراري ميباشد. اين خودرو 660 اسب بخار قدرت داشته و 12 سيلندر ميباشد. قيمت اين خودرو 650 هزار دلار (550 ميليون تومان) است
لوگوي مربوط به اين شركت يك اسب بلند شده بر روي 2 پا در يك زمينه زرد رنگ است كه معمولا حروف S F به علامت Scuderia Ferrari در پايين آن مشاهده مي شود . اين آرم در حقيقت نشان مربوط به Count Francesco Baracca خلبان بسيار ماهر ايتاليايي در جنگ جهاني اول مي باشد كه هميشه اين آرم را بر روي هواپيماهاي خود ترسيم مي نمود . Count Francesco Baracca بسيار زود در 19 جون 1918 پس از پيروزيهاي فردي و گروهي بسيار در گذشت .و به يك قهرمان ملي تبديل گشت . وي از اين آرم استفاده كرد زيرا به علت اين كه در آن زمان نيروي هوايي بسيار تازه تاسيس بود و فرماندهي مجزايي نداشت گروهان وي در سواره نظان ثبت شده بود و وي بهترين شواليه آن گروه بود .
لوگوي فراري علامت مربوط به شهر Stuttgart است و عده اي مي گويند انتخاب اين لوگو به اين علت بوده است كه خانوده وي اسبهايي زيادي در نگه داري مي نمودند و عده اي مي گيند وي اين آرم را از روي يك هواپيماي سقوط كرده الماني كه نشان شهر Stuttgart را بر روي خود داشته الهام گرفته است .
نكته جالب اين كه Stuttgart يك لغت قديمي آلماني به معناي مزرعه اسب مي باشد انچه كه در ايتاليايي scuderia تلفظ مي شود .
در 17 جون 1923 Enzo Ferrari يك مسابقه سرعت را در Ravenna برد و با مادر Francesco Baracca ملاقات كرد . كنتس Paolina ( مادر Francesco Baracca ) به او پيشنهاد كرد كه از آرم اسب بر روي ماشينهاي خود استفاده كند تا براي وي خوش شانسي بياورد .اما اولين باري كه وي از آرم اسب بر وري ماشينهاي خود استفاده نمود 11 سال بعد در تاريخ 24 سپتامبر 1923 بود . فراري برد و از آن به بعد اين اسب را سمبل خود كرد اما رنگ زرد را نيز كه سمبل شهر وي يعني Modena بود را به آرم افزود .
البته اين ارم تنها براي فراري نبوده است و مثلا Fabio Taglioni نيز از اين ارم براي Ducati motorbike خود استفاده مي كند . پدر Taglioni' يكي از دوستان Francesco Baracca بود اما با رشد سريع كارخانه فراري وي استفاده از اين ارم را متوفق كرد شايد به علت توافقي با كارخانه فراري و اكنون اين ارم تجاري معرف كارخانه فراري در سرتاسر دنيا مي باشد .
-------------------------------------------------------------------------
بي ام و
BMW مخفف Bayerische Motoren Werke يا Bavarian Motor Company مي باشد . اين كمپاني در سال 1913 در مونيخ المان ايجاد گشت . و كار خود را در ارتباط با موتورهاي هواپيما آغاز نمود . آرم شامل 4 ربع دايره است كه يكي در مان اب و سفيد مي باشند كه در حقيقت نمادي از پروانه هاي چرخان خواپيما در آسمان ابي است . در حقيقت اين ارم بازتابي از صنعت اوليه بي ام و يعني ساخت موتورهاي هواپيماهاي نظامي در جنگ جهاني اول است . هم چنين سفيد و آبي رنگهاي سنتي Bavaria هستند .
-------------------------------------------------------------------------------
يو پي اس
لوگوي يو پي اس نيز يكي از معروفترين لوگوهاي دنياست . كمپاني كه به همراه Fedex نحوه توزيع بسته ها در سراسر دنيا را متحول كرد . اين كمپاني در طي 96 سال عمر تجاري خود 4 بار لوگوي خود را عوض كرده است .
اولين لوگو در سال 1919 طراحي شد و نشان دهنده عقابي بود كه يك بسته را با چنگالهاي خود حمل مي كرد
18 سال بعد در سال 1937 لوگو به يك سپر با حروف يو پي اس درون ان تغيير يافت .
آرم بعدي در سال 1961 توسط طراح معروف Paul Rand ايجاد گشت و يك بسته پستي به ارم اضافه گشت .
ارم فعلي نيز توسط كمپاني Future Brand طراحي گشته است كه كمپاني بسيار معروفيست . اين لوگو همانن لوگي طراحي شده در سال 1961 شامل آرم قهوه اي رنگ يو پي اس است اما به جاي بسته پستي از يك قوس طلايي در بالاي سپر استفاده شده است .
باقي ماندن ارم قديمي براي ياد اوري شركتيست كه در امر ارسال بسته و ساير چيزها پيش گام و مبتكر بوده است و يادي از تاريخچه شركت است . قوس درخشان در بالاي آرم به معناي انرژي مثبت و يك تفكر خلاق در سطح جهانيست .
ارتباط كمپاني يو پي اس با رنگ قهوه اي به سالهاي دور بر مي گردد . زماني كه كمپاني در آن سالها در حال گسترش ناوگان ارسال خود بود با اين تصميم گيري مواجه شد كه از چه رنگي براي خودروهاي خود استفاده كند و پس از بحثهاي طولاني رنگ زد يا قهوه اي انتخاب شد . و بعد از مدتي يكي از سرمايه گزاران اعلام كرد كه رنگ قهوه اي اندكي بهتر از زرد است زيرا تميز نگه داشتن وسايل قهوه اي راحت تر از وسايل زرد است به همين راحتي .
-----------------------------------------------------------------------------
Citreon
آرم سيترون شبيه نمادي است كه براي سربازهاي آمريكايي در كارتونها استفاده مي شود 2 حرف V برعكس . شايد فكر كنيد هدف از اين 2 فلش رو به بالا رد لوگو رو به جلو و پيش تاز بودن كارخانه است اما نه ماجرا چيز ديگريست . Andre Citroen در ابتدا ورود به بازار تجارت موتور كار خود را با ساخت چرخ دنده آغاز نمود و اين 2 ارم نظامي شكل در حقيقت نمادي از دندانه هاي چرخ دنده و شروع كار سيترون مي باشد .
--------------------------------------------------------------------------
فيات
نام فيات در حقيقت مخفف كلمات Fabbrica Italiana Automobili Torino مي باشد كه در سال 1899 توسط عده اي سرمايه گذار از جمله Giovanni Agnelli ايجاد گشت . آرم فعلي حروف فيات است كه در بين آنها خطوط نقره اي ديده مي شود . اين خطوط به پيش نهاد رئيس طراحي كارخانه فيات به آرم آن اضافه شد . زيرا يك شب در حين رانندگي وي متوجه اسمان در پشت حروف بزرگ فيات در بالاي كارخانه شد و اين خطوط در حقيقت همان فواصلي هستند كه وي انشب اسمان را از بين انها ديد و تصميم به حفضشان در لوگوي مربوطه گرفت .
فيات در Turin در 12 جولاي 1899 بنياد نهاده شد اولين كارخانه در سال 1900 باا 235 كارگ شروع به كار نمود و 24 اتومبيل توليد نمود . اولين اتومبيل با مارك فيات مدل 4 HP بود
----------------------------------------------------------------------------------
فورد
ارم بيضوي فورد يكي از معروفترين ماركهاست كه به مدت 50 سال به همين صورت استفاده شده است . تاريخچه آرم به زمانهاي اوليه تاسيس كارخانه بر مي گرد د زماني كه همكار و دوست فورد كلمه Ford Motor Company را با فونت خاصي نوشت . اين دوست اقاي فورد ، Harold Wills مردي بود كه در زمان جواني به چاپ كارتهاي تجاري پرداخته بود و اين فونت نيز در حقيقت فونتي بود كه وي سالها پيش براي كارت كاري خود ايجاد كرده بود در سال 1912 بيضي به آرم اضافه گشت و در سال 1927 رنگ آبي براي مدل A به آن اضافه شد دايره آبي بعدي در سال 2003 به مناسبت 100 امين سال وجود كارخانه در دورتادور دنيا به لوگو اضافه شد و آن را Centennial Blue Oval مي نامند .
----------------------------------------------------------------------
VolksWagen یا فولکس واگن امروزه پنجمین کارخانه بزرگ اتومبیل سازی در جهان است. فولکس در زبان آلمانی به معنی "مردمی" یا "متعلق به مردم " است و واگن نیز به معنی "اتومبیل" میباشد. آرم کارخانه از یک حرف V که اول کلمه Volks و یک حرف W که اول کلمه Wagen است تشکیل شده که داخل یک دایره هستند.
بعد از به قدرت رسیدن هیتلر او همیشه تاکید میکرد که آرزو دارد آلمان بهترین و سریع ترین اتومبیل ها را بسازد. سرانجام او این ایده را با مهندسی آلمانی به نام فردیناند پورشه که یکی از نوابغ مکانیک آن زمان بود در میان گذاشت . پورشه در آن زمان بهترین تانک ها , نفربر ها را برای ارتش آلمان طراحی میکرد. پورشه طی مدت زمان کوتاهی اتومبیلی که هیتلر آرزو داشت را آماده کرد; اتومبیلی دو در و موتور عقب با متور چهار سیلندر تخت و با حجمی کمتر از 1000 سی سی . پورشه قیمت این ماشین را 1500 مارک اعلام کرد ولی هیتلر قیمت را به 1000 مارک کاهش داد.
" اگر میخواهید صاحب اتومبیل شوید هفته ای 20 مارک پس انداز کنید" ... این شعار تبلیغاتی کارخانه فولکس واگن بود.
----------------------------------------------------------------------
مك دنالد
مك دنالد بزرگترين شركت زنجيره اي غذاهاي سريع در سراسر دنياست . به طوري كه هرچند مخترع همبرگر و غذاهاي سريع مك دنالد نبوده است اما براي اكثر مردم امروزه همبرگر و غذاي سريع به همان معني مك دنالد است .
آرم طلايي و قوس دار مك دنالد اولين بار در سال 1962 طراحي گشت . اين آرم توسط Jim Schindler براي ياد اوري ورودي رستورانها طراحي گشت . وي 2 كمان طلايي رنگ كه ياد اور وردي يك رستوران است را با هم تركيب نمود تا اين حرف ام معروف ايجاد شود . در سال 1968 اسم مكدنالد نيز به لوگو اضافه گشت .
-----------------------------------------------------------------------------
اپل
شركت كامپيوتري معروف امريكايي به نام اپل اولين شركت كامپيوتري بود كه اسمي برگزيد كه با تجارت ان مرتبط نبود .
ايده طراحي يك سيب رنگي كه قسمتي از آن كنده شده است به يكي از داستانهاي انجيل يعني آدم و حوا برمي گردد كه در اين افسانه سيب نشانه درخت دانش است .
اين قسمتها را مطمئن نيستم اگه كسي چيزي در موردش مي دونه لطف كنه
لوگوي اپل قبلا به صورت رنگي استفاده مي شده امابعدا تصميم به استفاده از رنگ نقرها ي و كرومي گرفته شد . گفته مي شه اين كار خيلي جالب يعني ثابت نگه داشتن لوگو در عين جديد كردن ان .
انتخاب نام اپل بدين ترتيب بوده که مدير فعلی اپل استيو جابس (Steve Jobs) و يکی از بنيانگزاران اصلی اين شرکت، به کارمندان خود می گويد که اگر نامی مناسب برای شرکت تازه تاسيس خود پيشنهاد نکنند (ظاهرا بصورت تهديد)، او نام اپل را انتخاب میکند.
مکينتاش که نام کامپيوترهای توليدی اپل است در زبان انگليسی به نوعی خاص سيب گفته ميشود که رنگ قرمز و سبز دارد و در منطقه نيوانگلند در شمال امريکا کاشته ميشود.ظاهراً اين سيب مورد علاقه جف رسکين (Jef Raskin) طراح اصلی کامپيوترهای مکينتاش بوده است.
به گفته بعضی ها هم استیو جابز سیب رو خیلی دوست داشت وموقعی که داشتن درمود لوگو بحث میکردن یه سیب گاز زده شو گزاشته بود رومیز که یک هو نیگاش میافته به سیبه و........یک دل ونه صد دل ....عاشق سیبه میشه!!!
-------------------------------------------------------------------------------
بنز
خوب بنزم معلومه ديگه احتياج به توضيح نيست يعني معروف تر از اين مارك هم هست ؟؟؟؟؟؟؟
لوگوي بنز يك ستاره سمبوليك 3 گوش است كه در حقيقت اين 3 ضلع اشاره به تسلط كارخانه بنز بر زمين و دريا و هوا است . اين لوگو توسط Gottlieb Daimler براي نشان دادن قابليت موتور وي در دريا و هوا و زمين طراحي شد .
اين ارم اولين بار در سال 1909 بر روي يك Daimler ديده شد و در سال 1926 با تاج گل بنز تركيب شد تا نشان اتحاد 2 كارخانه باشد و دايره فعلي كه ستاره را در بر گرفته است اولين بار در سال 1937 ظاهر گشت . كارخانه بنز از قديمي ترين كارخانه هاي اتومبيل سازي در سراسر دنياست .
اسم كارخانه هم كه اسم دختر رئيس كارخانه بوده
-------------------------------------------------------------------------------------------
هيوندا
HMC يا Hyundai Motor Company يك كارخانه اتومبيل سازي در جنوب كره است . اتومبيلهاي هينداي در سراسر جهان وجود دارند . كارخانه هينداي در سال 2003 بزرگترين كمپاني توليدي ماشين در كره و 7 امين در دنيا بود . شعار اين كارخانه چنين است : "Drive your way"
موتورهاي هيونداي در حقيقت قسمتي از كارخانه Hyundai Motor Company است كه به ساخت موتورهاي Kia نيز اشتغال دارد .
لوگو هيونداي يك بيضي است كه حرف ايچ ( با فونت خاص و بيضي مانند ) درون آن يادآور مارك هيونداي مي باشد . هم چنين مي توان آن را به نوعي سمبلي از هدف كارخانه براي پيشرفت ناميد . بدين صورت كه بيضي نمادي از گسترش و افق جهاني است و حرف ايچ مورب نمادي از 2 انسان ( يعني كارخانه و مشتري ) كه دست مشاركت داده اند .
--------------------------------------------------------
جيپ
لوگو جيپ به صورت فعلي همان طور كه مشاهده مي كنيد نماي جلوي اتومبيل را نشان مي دهد . اين شكل شامل 2 دايره به نشانه چراغهاي جلو ماشين و چندين خط عمودي به عنوان grill هاي اتومبيل هستند . كلمه جيپ نيز در بالاي لوگو نوشته شده است .( و در حقيقت پيام و معني لوگوي فعلي خيلي واضح است )
جيپ به عنوان يك اتومبيل نظامي شروع به كار نمود و بعدها به عنوان يك مدل Willys-Overland شناخته شد و در حقيقت در ابتدا لوگو و آرم خاصي براي اين اتومبيل وجود نداشت و از سال 1946 كه اين اتومبيل به عنوان يك اتومبيل غير نظامي در بازار معرفي گشت تا سال 1963 كلمه جيپ با فونت خاصي درون يك پرانتز ، تنها نشانه و ارم اين اتومبيل بود .
احتمالا اولين چيزي كه شبيه به لوگو جيپ ظاهر شد در سال 1963 در وسط چرخ فرمانهاي مربوط به Wagoneer and Gladiator بود . به طور هم زمان Kaiser نيز اسم Willys را حذف و از عنوان Kaiser Jeep به عنوان يك مارك جديد و مجزا استفاده نمود و ارمي كه استفاده شد يك دايره با 2 ربع طلايي و 2 ربع قرمز رنگ و كلمه جيپ در ميان ارم بود . بعد از اين كه AMC در سال 1971 كارخانه جيپ را خريداري نمود رنگ طلايي را با ابي جايگزين نمود .
نكته جالب در مورد لوگوي جيپ ان است كه در روي اتومبيل هيچ گاه ارم مورد نظر ديده نشده بلكه تنها كلمه جيپ نوشته مي شود و از لوگو تنها براي تبليغات تجاري استفاده مي گردد .
-----------------------------------------------------------------------------------------
كوكاكولا
كوكاكولا نيز يكي از معروفترين ماركها و لوگوها در تمام دنياست . در طول تاريخ كوكا بزرگترين و پرفروشترين توليد كننده نوشابه هاي سبك بوده است . اين كارخانه در آتلانتا توسط Dr. John S تاسيس گشت .
شعار كارخانه توسط يك فرد اماتور به نام Frank Robinson ( كتابدار جديد كارخانه ) طراحي گشت . او از شعار تجاري و مناسب Delicious and Refreshing استفاده نمود .
شيشه موجود در ارم يكي از معروفترين سمبلهاي دنيا مي باشد ( و خيلي واضح و توضيح نمي خواد كه چيه ) . با وجود تغييرات زيادي كه در ارم كارخانه داده شده ولي ارم ماندگار انها در حقيت يك ظرف مورب است كه توسط Root Glass Company of Terre Haute در سال 1915 طراحي گشت .
كوكاكولا در سال 1887 به عنوان يك ارم تجاري شناخته شد و در 1895 در تمام امريكا شناخته گشت .
-------------------------------------------------------------------------------------------
گوگل
لوگوي گوگل لوگوي بسيار ساده ايست كه از يك فونت ساده و چندين رنگ اصلي و پايه تشكيل شده است . كه البته اين لوگو به عقيده بعضي تا حدي اماتور وار طراحي شده است . شايد بتوان گفت كه سادگي اين لوگو نمادي از سادگي كار با اين موتور جستجوي قدرتمند بوده است .
سايتها و وبلاگهايي زيادي وجود دارند كه در مورد معني و مفهوم لوگوي گوگل به بحث مي پردازند و يكي از بحثهاي محوري انها در مورد وجود دو حرف O كنار هم در نام و لوگوي اين سايت است .
نكته جالب در مورد لوگوي گوگل اين است كه به مناسبتهاي مختلف مثل المپيك و يا كريسمس اين ارم را تا حدي تغيير مي دهند به طوري كه با مناست مربوطه هماهنگ باشد . اين لوگو ها را Google doodles مي نامند . Google doodles در حال حاضر توسط Dennis Hwang طراحي مي شود و بيش از 150 نمونه از انها وجود دارد . البته اولين Google doodles توسط خود Larry و Sergey طراحي گشت . اين لوگو به مناسبت فستيوال Burning Man در تابستان 1999 طراحي شد . لوگو بدين صورت بود كه شكلك جديدي به ان اضافه شده بود به نحوي كه سايت مورد حمله قرار گرفته بود و كسي مي خواست بداند چرا تلفن جواب داده نمي شود .
ابتدا نامش Googol بود، به معنای عدد 10 به توان 99 که بیانگر تعداد اطلاعات موجود در این موتور جستجو بود، اما در نخستین چکی که در وجه این شرکت کشیده شد، Googol اشتباها Google نوشته شده بود و مدیران این شرکت نیز این نام اشتباهی جدید را ترجیح دادند
--------------------------------------------------------------------------------
كمپاني معروفي به علت دوربينهاي خود مي باشد هرچند كمپاني Canon در حقيقت بسيار بزرگتر بود و محصولات زيادتري مانند دستگاهاي جانبي كامپيوتر نيز توليد مي كند .
لوگوي فعلي به صورتي كه مشاهده مي كنيد كلمه Canon را به رنگ قرمز درخشاني نشان مي دهد .
در سال 1933 كمپاني Precision Optical Instruments نام دوربين جديد خود را برگرفته از خداي بودايي رحمت Kwanon ناميد و ارم اوليه نيز همان طور كه مي بينيد تصويري از خداي Kwanon با 100 دست و شعله بود .
اما زماني كه كمپاني جهاني شد و مارك انها شناخته گشت به اين نتيجه رسيدن كه بايد از يك اسم مورد قبول در جوامع جهاني استفاده نمايند . در سال 1935 كلمه Canon كه ترجمه و نمادي خوبي از اسم اصلي Kwanon بود متولد گشت .
-----------------------------------------------------------
Rolls Royce
لوگو كمپاني Rolls Royce از 2 حرف R تشكيل شده است كه به طور كاملا واضحي از حروف اول فاميل 2 بنيان گذار كارخانه يعني اقايان Rolls و Royce الهام گرفته شده است . موضوع خاص ديگري در مورد اين لوگو وجود ندارد اما نام معروف و محبوب كمپاني ، لوگوي ان را نيز جذاب مي كند .
در سال 1884 اقاي Frederick Henry Royce يك صنعت مكانيكي و الكترونيكي را شروع نمود و اولين ماشين خود به نام Royce را در سال 1904 در شهر منچستر توليد نمود . در 4 مي همان سال در هتلي در همان شهر منچستر با Charles Stewart Rolls اشنا شد و به توافق دست يافتند كه Royce به توليد اتومبيلها و Rolls به بازاريابي و فروش اتومبيلها بپردازند . و هم چنين قرار شد از ان به بعد نام اتومبيلها به Rolls Royce تغيير يابد .
---------------------------------------------------
كيا
لوگوي كيا بسيار ساده است حروف سفيد رنگ KIA در يك زمينه قرمز رنگ . البته حرف A به صورت متفاوتي طراحي شده و خط افقي اين حرف در لوگو حذف شده است . ( شايد اين كار براي انتقال نوعي از حس اسياي شرقي صورت گرفته باشد )
كمپاني كيا يك كمپاني اتونبيل سازي كره اي است كه در سال 1944 به عنوان سازنده قطعات دوچرخه شروع به كار نمود و در حال حاضر به توليد سواري و و ون و كاميون اشتغال دارد .
لغت كيا از زبان چيني نشات گرفته است : بخش اول يعني ki به معناي " طلوع كردن " يا " ظاهر شدن از " است و بخش دوم به اسيا اشاره مي كند . و به طور پيوسته يعني برخاسته از اسيا . شعار معروف تبليغاتي شركت نيز چنين است : "The Power to Surprise".
--------------------------------------------------------------------
پژو
لوگوي پژو به اندازه مارك پژو معروف بوده و بر روي اتومبيلهاي پژو خودنمايي مي كند . اولين مارك شير براي تيغه اره ها و وسايل استيلي طراحي شد . و در حقيقت سمبل 3 صفت بارز تيغه اره هاي پژو بود : تيزي دندانه ها ، انعطاف پذيري تيغه و سرعت برش . در سال 1850 براي اولين بار لوگوي شير بر روي 'Peugeot Bros' ديده شد . در سال 1858 لوگو به طور رسمي ثبت شد و ساليان متمادي شاهد اين لوگو بر روي محصولات كارخانه بوديم .
سال 1889 سال بسيار تاريخي و مهمي براي كارخانه پژو بود سالي كه كارخانه اولين ماشين با نام پژو را ، راهي بازار نمود : يك اتومبيل 3 چرخه حاصل اتحاد Armand Peugeot و Leon Serpollet . در اين زمان شير مربوط به لوگو بر روي ساير محصولات كارخانه پژو نشان داده مي شد اما بين سالهاي 1890 تا 1905 ارم شير بر روي ماشينهاي توليدي مشاهده نمي شد و براي مارك گذاري اين ماشينها از عنوان 'Automobiles Peugeot' بر روي رادياتور اتومبيلها استفاده مي گشت . بين سالهاي 1905 تا سال 1915 عكس شير و پيكان بر روي مدل 'Lion Peugeot' كه توسط براردان پژو توليد شده بود ظاهر شد .
تا سال 1910 تنها از عنوان PEUGEOT بر روي اكثر اتومبيلها استفاده مي شد. در سال 1923 Baudichon lion و در سال 1925 Marx lion بر روي بعضي از مدلها مشاهده شدند اين 2 مدل شير بسيار هنرمندانه و نام گرفته شده از طراحان ان بودند . اما شير زيباتري كه به عنوان لوگوي جهاني پژو طراحي گشت در سال 1933 به وجود امد . شير مذكور بر روي مدل 203 ظاهر شد . شيري كه بر روي 2 پاي عقب خود بلند شده بود و ياد اور نشان نظامي Franche-Comté زادگاه اصلي پژو بود .
چند سال بعد شكل سر شير از حالت مثلثي به حالت مربع وار ( انچه كه امروز مي بينيم ) تغيير يافت .
در سال 1976 كمپاني پژو و سيترون تصميم به همكاري گرفتند و اقدام به خريداري Chrysler Corporation نيز نمودند . در اين زمان كمپاني پژو با مشكلات زيادي دست و پنجه نرم نمود . و براي تقويت دوباره خود به همان ارم شير با اندكي تغيير روي اورد : 'Lion fil' ارمي كه بر روي مدل 205 زده شد مدلي كه تا سال 1983 هم چنان پرفروش بود .
در سال 1998 اندكي تغيير در پنجه هاي شير داده شد و چشمان ابي و درخشان شير نشاني از سالهاي متمادي عمر وي گشت .
در سال 2002 براي چندمين بار لوگوي شركت اندكي تغيير داده شد و اندكي رنگ مشكي براي سايه شير به مدل اضافه گشت .
----------------------------------------------------------------------
Cisco
Cisco Systems يكي از پيشتازان صنعت در زمينه ساخت وسايل مربوط به شبكه است . نام Cisco كوتاه شده نام سانفرانسيكو مي باشد . نقل مي شود كه موسسين كارخانه در حين رانندگي به Sacramento براي ثبت شركت به فكر اين نام و لوگو افتاده اند زيرا شاهد منظره Golden Gate Bridge در زير نور خورشيد بودند
----------------------------------------
پپسي
پپسي نيز مانند رقيب خود كوكاكولا مارك مشهوريست . در ابتداي ايجاد آن را Brad's Drink مي ناميدند با نام ايجاد كننده آن يك داروساز از Carolina شمالي . نام فعلي از اصطلاح پزشکی دیسپپسی (Dyspepsia) به معنای سوء هاضمه گرفته شدهاست و گویای سهلالهضم بودن و گوارا بودن این نوشیدنی است.
لوگوي پپسي يك لوگوي ساده با پس زمينه اي از رنگهاي پپسي و لغت Pepsi در جلوي ارم است . از سال 1898 كه كارخانه پپسي ايجاد شد تا به امروز بارها و بارها شعار و لوگوي كارخانه تغيير يافته است . ليستي از اين شعارها به صورت زير است :
• 1909-1939: Delicious and Healthful
• 1939-1950: Twice As Much For A Nickel Too
• 1950-1963: The Light Refreshment
• 1953-1961: Be Sociable
• 1961-1963: Now It's Pepsi For Those Who Think Young
• 1963-1967: Come Alive! You're In The Pepsi Generation
• 1967-1969: Taste That Beats The Others Cold
• 1969-1973: You've Got A Lot To Live, Pepsi's Got A Lot To Give
• 1973-1975: Join The Pepsi People Feelin' Free
• 1975-1978: Have A Pepsi Day
• 1978-1981: Catch That Pepsi Spirit
• 1981-1982: Pepsi's Got Your Taste For Life!
• 1983-1983: Pepsi Now!
• 1984-now: Pepsi, The Choice Of A New Generation
------------------------------------------------------------------------
لوگو شرکت یوبی سافت UBISOFT
این شرکت یکی از برترین شرکت بازی سازی در سراسر دنیا میباشد شاید یکی از عوامل موفقیت این شرکت با ساخته شدن اولین نخسه از بازی PRANCE OF PERSIA :sands of time به اوج خود رسید و تا به حال بازی های فراوانی از این شرکت را ساخته و در حال شاخت هست که مهمترین انها عبارتند از : splinter cell . assasing creed .prince و.... نام برد
------------------------------------------------------------------------
Fedex
اين لوگو هم هرچند در ايران شناخته شده نيست اون طوريا اما در دنيا خيلي معروفه . در واقع صنعتي براي حمل و ارسال سريع بسته هاست . اين كارخانه به دنبال صنعتي رفت كه زماني غير ممكن مي رسيد ( ارسال يك شبه )
لوگوي اين شركت در ظاهر بسيار ساده است اما اگه خوب دقت كنيد به نكات ظريفي دراين لوگو دست پيدا مي كنيد . چيزايي كه با فهميدنشون ديگه باعث مي شن به لوگوها به همين راحتي نگاه نكنيد و بگذريد و بدونيد كه هر لوگو يك جور معماست .
يك كم ديگه دقت كنيد ...... نكته جالبا ديد ايا ؟
در فاصله ايجاد شده بين حروف E و X طراحي فونت به صورتي انجام گرفته كه يك فلش به سمت راست ايجاد شده است . مي بينيد با اين كه خيلي واضح است شايد تو نگاه اول متوجه ان نشيم . اين فلش نمادي از تفكر پويا و حركت به جلو و به سمت پيشرفت مي باشد .
FedEx اكنون از قسمتهاي كاري مختلفي درست شده كه هر كدام ورژن خاصي از لوگو را براي خودشون دارند ( كه توسط Lindon Leader of Leader Creative طراحي شده ) در تمام ورژنها لغت Fed به رنگ بنفش نوشته شده است اما لغت Ex در هر قسمت رنگ خاصي را دارا مي باشد . لوگوي صنفي آنها از رنگ خاكستري براي Ex استفاده مي كند . اما لوگوي اوليه و ابتدايي شركت از رنگ نارنجي براي Ex استفاده مي نمود كه الان به عنوان Express logo استفاده مي شود .
بعضي از اين قسمتها به شرح زير است :
( گمونم شرح قسمتها از حوصله بحث ما خارجه پس فقط تفاوت لوگوهاشونا مي گيم )
FedEx Express : رنگ نارنجي
FedEx Freight : رنگ قرمز
FedEx Ground : سبز
FedEx Kinko's storeFedEx Custom Critical : آبي
FedEx Trade Networks : زرد
FedEx Services : خاكستري ( رنگ اين لوگو نيز مثل لوگوي صنفيه چون در حقيقت كار اين قسمت تهيه سرويسهاي اطلاعاتي و اي تي براي ساير قسمتهاي كمپاني مي باشد . )
البته اسم و لوگوي انتخابي كارخانه در ابتدا Federal Express بود كه مشاوران شركت سهامداران را متقاعد به استفاده از نام اختصاري Fedex نمودند . چون نه تنها از يك اسم تجاري زيبا و كوتاه استفاده مي كردند بلكه با اين كار در هزينه رنگ اميزي ارم شركت بر روي ماشينها نيز صرفه جويي زيادي انجام مي شد . ( عجيب خيلي زياد )
در سال 2003 مجله Rolling Stone ارم شركت را به عنوان 8 امين ارم برگزيده در 4 دهه پيش انتخاب نمود . لوگوهاي انتخابي ديگه عبارت بودند از : Apple, Coca-Cola, Nike, IBM, Starbucks, McDonald’s and Playboy
( كه از بين اين ارمها لوگوهاي مربوط به Apple, Coca-Cola, Nike و , McDonald توضيح داده شده اند )
---------------------------------------------------------------------
LAMBORGHINI
اينم از كمپاني جذاب LAMBORGHINI با مشاينهاي بسيار زيبا و جذاب و شيكش . لوگوي اين كمپاني هم جزء لوگوهاي واضح است تصوير يك گاو خشمگين . آقاي Lamborghini از طرفداران سرسخت مسابقات گاوبازيه و اين موضوع را نه تنها در لوگوي كمپاني خود بلكه در اسامي ماشينها نيز به كار برده است .
در حدود سال 1960 توليد كننده تراكتور اقاي Ferruccio Lamborghini تصميم به ايجاد اتومبيلهاي اسپرت و با كيفيت نمود . اون فردي علاقه مند به ماشين بود و ماشينهايي مثل Oscas, Maseratis, and Ferraris را هم داشت اما از هيچ كدوم راضي نبود داستانهاي زيادي در مورد علت تصميم وي براي ايجاد يك كارخانه جديد نقل شده اما همه داستانها اعتقاد دارند كه Ferruccio پس از دعوا با صاحب كارخانه فراري جهت رقابت با وي شروع به اين كار نمود . پسر Ferruccio نقل مي كند كه پدرم به كارخانه فراري رفت تا به Enzo Ferrari در مورد كلاچ ماشين Ferrari 250 GT ( كه يكي از انها را داشت ) شكايت كند اما اقاي فراري او را از كارخانه بيرون كرد و به او گفت كه بهتر است به تراكتور سواري خود برسد وي به كارخانه خود برگشت و پس از بررسي ماشن فراري خود متوجه شد كلاچ فراري از همان كارخانه اي تامين مي شود كه كلاچ تراكتورهاي وي و به علت تجربه قادر به رفع مشكل شد . و اين گونه بود كه شروع به طراحي مشخصات ماشين مورد نظر خود نمود . تعريف ادامه ماجراهاي كارخانه از حوصله بحث ما خارجه اما شايد بد نباشه يك ليستي از مدلهاي كارخانه را بگيم :
350GTV (1963), 350GT (1964), 400GT (1965), Miura (1966), Flying Star II (1966), Marzal (1966), Espada (1968), Islero (1968), Jarama (1970), Countach (1974), Bravo (1974), Silhouette (1976), Jalpa (1982), LM002 (1986), Diablo (1990), Cala (1995), Murciélago (2001) and the Gallardo (2003).
-------------------------------------------------------------------
تويوتا
خود كارخانه كه خيلي باحاله يكي از سرچشمه هاي علم همون طور كه مي دونيد اصلا اسم ديگه توليد JIT هست سيستم توليد تويوتا و كتابهايي به اين اسم هم در بازار هست .
تعابير مختلفي براي اين لوگو وجو دارد ساده ترينش اين كه شكل اين لوگو ما را ياد حرف T اول كلمه تويوتا مي اندازه بعضي ها نيز آن را به صورت يك كابوي تعبير مي كنند. اما در حقيقت ارم از 3 بيضي تشكيل شده است يكي به معناي مشتري يكي به معناي محصول و ديگري به معناي تكنولوژي پيشرفته و فرصتهاي در حال گسترش تويوتا ( 3 موردي كه در كنار هم به معناي تويوتاست )
در زبان ژاپني Toyo' به معناي abundance of و 'ta به معناي rice است . چون در اسياي شرقي اين باور وجود دارد كه كسي كه كه با وفور برنج بركت يابد بسيار ثروت مند شده و در همه موارد بركت مي يباد .
البته زماني كه در سال 1937 كارخانه تويوتا نام گذاري شد نام خود را از فاميل Toyoda الهام گرفت و اين تغيير در نام اصلي به 3 منظور بود :
1- جدا كردن زندگي فاميلي و كاري تا حدودي
2- راحت تر شدن تلفظ
3- استفاده از يك نام فرخنده و تبرك شده براي شروع كار زيرا علاوه بر موارد گفته شده عدد 8 عدد مقدسي در ژاپن است و كلمه تويوتا در Katakan با 8 ضربه نوشته مي شود اما كلمه تويودا با 10 ضربه
![]()
نخستین لوگو یا آرم بانک صادرات، تصویر اسب بالداری است که عبارت بانک صادرات ایران بالای سرش درج شده است. انتخاب این لوگو به پیشنهاد ادوارد ژوزف، اولین مدیرعامل این بانک صورت گرفت. او این تصویر را از روی نگین انگشتر عتیقهای که از یک مغازه عتیقهفروشی خریده بود، برداشت کرد. او اسب را سمبل سرعت و استقامت و نجابت و بالهایش را سمبل بلندپروازی و آغوش باز میدانست. این آرم شبیه به مهر انوشیروان، پادشاه ساسانی بود.
این آرم پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ تغییر کرد. یکی از ویژگیهای آرم جدید نشان دادن نقشه ایران و مراکز استانهای ایران بود که نشانه استانی شدن بانک محسوب میشد. این لوگو بار دیگر در سال ۱۳۶۹ تغییر کرد و لوگوی جدید که نشاندهندهٔ دو دست و یک سکه است جایگزین شد. این لوگو همچنان به عنوان آرم این بانک مورد استفاده قرار میگیرد.
طرح اولیه آرم فعلی بانک صادرات در سال ۱۳۶۹ به سفارش روابط عمومی این بانک توسط اسماعیل کیامقدم طراحی شد. پس از آن، مرتضی ممیز بنا به درخواست بانک صادرات، تغییراتی در آن صورت داد و ماحصل آن به عنوان لوگوی بانک صادرات معرفی شد. به همین دلیل، بعدها بین این دو طراح اختلافاتی در خصوص این که چه کسی پدیدآورندهٔ این اثر است، درگرفت.
تاریخچه ی کوتاه از هنر گرافیک
هزاران سال پیش پدران ما در زندگی ابتدایی و بدوی خویش درآن هنگام که پس از روزهای نبرد در جنگلهای انبوه به شکار دست میافتند و با تحفه گرانبهای خود نزد خانواده خویش در غارهایی که مأمن و مأوای آنان بود باز می گشتند اهل خانه و غارنشینان دیگر را در ضیافت شکارخویش سهیم می کردند چرا که مهمترین رویداد در زندگی ابتدایی ایشان شکار و دست یافتن به غذا بود.
انسان همانطور که نیاز به غذا ، آتش و پرستش را احساس می کرد نیاز به خلق اثر را نیز ذاتاً در وجود خود لمس می کرد. او با ابتدایی ترین ابزارها یعنی چوب و سنگ و ماندگارترین رنگها یعنی خون حیوانات و رنگهای گیاهی نقوشی را برای تزئین خانه سنگی خود بر روی دیواره غاربه ساده ترین شکل که یک انسان غارنشین می تواند ترسیم کند نقش کرد که طبیعتاً نقش حیوانات مورد علاقه او از جمله گاو وحشی ، کرگدن و… بود . (نقوش به جای مانده از انسان اولیه در غار لاسکو واقع در اسپانیا گواهی بر این مدعاست.)
درآن هنگام که اوصرفاً براساس قریحه ذاتی دست به این شیوه از نقاشی زده بود نمی دانست که هنری را بوجود آورده که 6000 سال پس از آن فرزندان او نام گرافیک را برای آن برمی گزینند!
پس از آن در فاصله سالهای 1300 تا 1600 پس از جنگهای صلیبی و شکست بزرگ صلیبیون از مسلمانان، اروپا (امپراتوری روم) دچار تحولات بزرگ فرهنگی، علمی و هنری گردید. و در این 3 قرن بزرگانی چون چون لئوناردو داوینچی ، میکل آنژ، دوناتلو و… بود که هر کدام به نحوی در زمینه ادبیات و نقاشی و معماری خدمات ارزنده ای را به جامعه هنری جهان عرضه داشتند. در این تحول که رنسانس نام گرفت ( رنسانس در زبان فرانسه به معنی زایش مجدد یا نوزایی است) هنر نقاشی به اوج پیشرفت خود نائل آمده بود و سبکهای هنری متفاوتی پا به عرصه گزارده بودند و نیاز به نوعی هنر تصویری مدرن که با آن بتوان پیامهای دیداری را سریعتر به مخاطب انتقال داد احساس می شد.
سالها پس از آن هنرمندانی همچون فرانسیسکوگویا که اولین تکنیکهای چاپ فلزی (گراور) را عرضه کرده بود و نقاشیهای خود را از جنگهای داخلی اروپا بوسیله چاپ و حک کردن روی فلز جاودانه می کردند.
دراین گذر هنرمندان تأتر که در سالهای پس از رنسانس به تحولات بزرگی در هنر نمایش دست یافته بودند، نیاز به اطلاع رسانی نمایشها و برنامه های خویش را احساس می کردند بدین روی با کمک هنرمندان نقاش عنصر فونت(حروف) را با هنر نقاشی پیشروی آن زمان تلفیق کرده و اولین اعلانهای تبلیغاتی را بوجود آوردند. پس از آن هنر گرافیک متولد شده و هرکشوری به نوبه خود در پشبرد این هنر و جهانی شدن آن قدمی برداشت.
از جمله در کشور آلمان که از قدرتهای اروپایی به حساب می آمد، پس از جنگ جهانی دوم به سرعت به بازسازی های زیر بنایی خود پرداخت که در کنار آن هنرمندان نیز از این موج بی بهره نماندند. در فاصله سالهای 1919 تا 1933 گروهی از هنرمندان معماری و گرافیک آن زمان از جمله موهوکی ناگه و هانيس مهير گرد هم آمده و اولین مدرسه معماری و گرافیکی جهان را بنام مدرسه باهاوس بنا کردند و به تدریس اصول اولیه گرافیک، گرافیک برای کتاب و مطبوعات و … پرداخته و با وارد کردن علومی چون هندسه مناظر و مرایا (پرسپکتیو) تحول بزرگی در گرافیک و آکادمیک کردن آن برداشتند و شاگردانی تربیت کردند که خود سنگ بنای گرافیک جهان گردیدند.
شاید بی دلیل نیست که هم اکنون کشور آلمان از پیشرفته ترین گرافیک تصویری ، مطبوعاتی و تلویزیونی در جهان برخوردار است.
لازم به ذکر است که ساختمان و كارگاههاي اين مدرسه که بعدها توسط حکومت نازی تعطیل شد در دو شهر دسائو و وايمار آلمان هم اکنون جزو میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.
جایگاه امروز گرافیک در جهان
واژه گرافیک که در لغت به معنای نگارش و یا هنر نگارش آورده شده است امروزه به شکلی از هنرهای دیداری (بصری) گفته می شود که به بیان موضوعات از راه تصویر، خواه تصاویر چاپی، خواه جلوه های سینمایی یا تلویزیونی و غیره می پردازد. درجامعه صنعتی کنونی که رقابت تنگاتنگ شرکتهای بزرگ به نبردی بی پایان تبدیل گشته است.
شکلی از هنر گرافیک مدرن متولد شده که شاید ورای تصور هنرمندان عصر رنسانس بوده.
گرافیک کنونی به شاخه های مختلفی منشعب شده که نمی توانیم به همه آن بپردازیم و فقط فهرست وار به آنان اشاره می کنیم:
آثار گرافیکی که به چاپ منتهی می شوند:
این آثار مانند پوسترها، بروشورها، طراحی نشان (sign) و.. که در دل این محصولات تصویرسازی(illustration) صفحه آر ایی (Layout) و عکاسی به کمک یکدیگر آمده تا بهترین اثر گرافیک آفریده شود
آثاری که بصورت تصویر در سینما یا تلویزیون به نمایش در می آیند:
این آثار با استفاده از پیشرفته ترین تجهیزات تصویر برداری ، جلوه های ویژه کامپیوتری و … بصورت وله های تصویری یا تیزرهای تبلیغاتی به کمک آثار سینمایی آمده یا در قالب تبلیغات یک محصول در ذهن بیننده جای می گیرد. گرافیک در اینترنت:
ورود این پهنه جهان گستر (world wide web) در مشاغل و زندگی عمومی مردم و همه گیر شدن آن نیاز زیبا سازی صفحات وب، هنر گرافیک را به کمک خواسته و طراحی صفحات وب و نیز تبلیغات در اینترنت ، جنبه دیگری از گرافیک را مطرح ساخته است.
گرافیک محیطی:
این شکل از گرافیک که از تابلوهای نشانگر در خیابانها تا طراحی ساختمانهای مدرن وسعت یافته است یکی از کاربردی ترین جلوه های هنر گرافیک است که با کمک معمارانی متخصص در خدمت فضای زندگی انسان آمده است. در مورد کاربرد هنر گرافیک که امروزه بیشتر مردم گرافیک را مترادف با واژه تبلیغات (Advertising) می دانند باید گفت این هنر هم اکنون چنان در تارو پود زندگی صنعتی تنیده شده که بی اغراق شاید قرن 21 را نتوان بدون آن تصور کرد. در این مورد شاید مثالی کوچک هدف این نوشتار را روشن تر کند.
در خیابانی که در یکی از ایالتهای آمریکا قرار داشت همه موازین ترافیک رعایت شده بود اما آمار تصادفات بسیار بالا بود. شهردار محلی پس از مشاورت فراوان نتوانسته بود این معضل این خیابان را حل کند. یکی از مشاورین که از خوش اقبالی آقای شهردار رشته تحصیلی ایشان گرافیک محیطی بود متوجه شد که چند تابلوی تبلیغاتی بزرگ با رنگهای قرمز و تند در این خیابان استفاده شده و رنگهای غالب تبلیغات در این خیابان قرمزاست. این هنرمند، شهردار را متقاعد کرد که قرارداد تبلیغاتی آن را را لغو کرده و به جای آن از رنگ آمیزی آبی و سبز در سطوح وسیع و دیوارها استفاده کند. نتیجه کار کاملاً رضایت بخش بود چون آمار تصادفات در حد قابل توجهی کاهش یافته بود.
این مثالی روشن جهت استفاده از رنگ در فضاهای عمومی بود.
هنگامی که ما از خواب بر میخیزیم تابلوهایی که بر دیوار نقش بسته اند و رنگ آمیزی محیط پیرامون ما، لوازم مورد استفاده خانگی و جعبه های آنها، اتوموبیل و تزئینات داخلی آن، دیوار نکاریها و تابلوهای تبلیغاتی، برنامه های تلوزیونی، طراحی بنا ها، رنگ آمزی شهری، کتاب و زونکنی که پشت میز کار شماست، صفحات اینترنتی که به آن مراجعه می کنید، تا کارت ویزیت شخصی شما و … همه و همه محصول زحمات و تفکر هنرمندان گرافیک است که مستقیم و غیر مستقیم با ما و زندگی کا در ارتباط است.
پس بسیار پسندیده است اگر بعنوان مدیر یک مجموعه نیاز هرگونه اثر گرافیکی داریم و یا تنها به عنوان بیننده شاهد تبلیغات محیطی هستیم. یا قصد ساخت و تزئین خانه مورد علاقه مان را داریم این هنر ارزنده را در نظر داشته و با دیدی بازتر به آن بنگریم تا محیط زندگی و کار را بر اساس مبانی دیداری دلنشین تر گرم تر و زیبا تر کنیم.
تاریخچه گرافیک
اين بخش هنري براي شماست.شمايي كه با هنر گرافيك آشنايي داريد يا دوست داريد كه آشنا شويد يا اينكه اصلا بعد از خواندن اين بخش علاقمند شويد.
گرافيك از سري هنرهاي تجسمي است كه صد البته براي كساني كه آن را با نقاشي اشتباه ميگيرند (چون شايد براي شما هم اتفاق افتاده باشد كه وقتي به كسي ميگوييد رشته ام گرافيك است مي گويد پس چهره مرا نقاشي كن!!) بايد بگويـم گـرافيك در اصل ايده و تركيب بندي است كه اكثر اوقات بين نوشته و تـصوير اتفاق مي افتد و نقاشي بيشـتر تقليد طبيعت است كه ايده هاي گرافيست ها مي تواند بوسيله دسـت مثال يك نقاش اجرا شود كه خيلي از هنرمندان شـايد براي اجراي بهتر و شـايد به خاطر كسري وقت طراحي نهايي رابه شخص ديگري ميسپارند كه از نوع اول مي توان به بيلبوردهاي توي خيابان اشاره كرد و گروه دوم به آقاي مميز يكي از گرافيستهاي برتر ايران اشاره كرد و گاهي هم آن ايده توسط كامپيوتر و برنامه هاي پيشرفته اجرا مي گردد كه مطمئنا كار با دست از ارزش بالاتري بر خوردار است.
گرافيك در معناي لغت بمعني ترسيمي و نگارشي است.و در دو مفهوم قديم (سنتي) و جديد(نوين) متمايز ميگردد كه در مرز بين اين دو پديده چاپ قرار دارد .
همانطور كه گفتم گرافيك به دو دسته قديم و جديد و بين اين دو چاپ، تقسيم ميشود.
البته منظور از چاپ هم، چاپهاي دستي بوسيله قالب چوبي‚ لوح فلزي(گراور) و نيز چاپ سنگي (ليتوگرافي دستي ) است و هم چاپ نيمه ماشيني مثل سيلك اسكيرين‚ ليتوگرافي جديد و هم چاپ ماشيني نظير چاپ حروفي (لترپرس) وافست و غيره.
عنوان قديم گرافيك يا گرافيك سنتي شامل خطاطي‚ نقاشي دو بعدي‚ كنده كاري مي باشد كه بيشترين نمود آن در آرايش كتابهاست كه محصول همكاري نقاش ‚ خوشنويس ‚ تذهيب كار و جلدساز است.
و اما گرافيك نوين علاوه بر كتاب آرايي در عرصه تبليغات تجاري ‚اعلانات ديواري (پوستر) و مطبوعاتي و نشان ها (مارك) وغيره مي باشد و حتي در سينما و تلويزيون هم كاربرد دارد. مثل عنوان بندي (تيتراژ) فيلم و تصاوير متحرك طراحي شده (انيميشن) .
هنر گرافيك نوين با معماري و مسائل ارتباط محيطي نيز تداخل دارد، پس اين هنر علاوه بر خط ورنگ ‚به عناصر بصري ديگري چون حجم و نور وحتي حركت براي انتقال مفاهيم كمك ميگيرد.
دفعه هاي بعد درمورد تاريخچه تا به اينجا رسيدن گرافيك و تصوير سازي وتحول پيدايش خط و خوشنويسي (كاليگرافي) صحبت ميكنم.
هنر گرافيك به يكباره ساخته نشده است. اين شاخه هنر دنباله رو بقيه هنرها مثل خط و نقاشي و… به اينجا رسيده است، پس براي بررسي كردن اين هنر مجبوريم از اول تاريخ قدم به قدم جلو بياييم تا به اصل برسيم.
اميدوارم اين مباحث با اينكه خشك است اما سخت نباشد چون به هر جهت شيريني خاص خود را دارد، بعد از پايان تاريخچه اگر فرصتي باقي بود حتما به كارهاي اصلي گرافيك و ريزه كاراييهايش خواهيم رسيد.
هنر ابتدائي، هنري است كه توسط انسانهايي ايجاد شده كه هنوز با تمدن آشنا نشده اند.
هنر ماقبل تاريخ: قديمي ترين تصوير سازي كشف شده در غارهاي جنوب فرانسه و شمال اسپانيا مي باشد (30 هزار سال پيش) كه شامل گاو ‚گوزن واسب و … است. شيوه آنها واقعي گرايانه بوده است و همراه با رشد كشاورزي و دامداري تصاوير عيني جاي خود را به تصاوير آرماني داد .
هنر بدوي: شامل هنر سرخپوستان ‚اسكيموها وبرخي سياهپوستان ميباشد. هنر آنان معمولا با مسايل اعتقادي آنان گره خورده است. پيكر انسان در هنر آفريقايي تجريدي (آبستره) ميباشد آثار آنان در زئير و بوربا (ق 10 تا12 م) بدست آمده است و حكاكي روي صخره براي سرخپوستان اهميت فوق العاده داشته است، ولي با ورود اروپاييان به آمريكا اين هنر تحت تاثير قرار گرفت و حالا هنر آنان را به دو دوره پيش از تاريخ و تاريخي تقسيم مي كنند.
از آثار دوره پيش از تاريخ ميتوان به نقاشي شني و از دوره تاريخي ميتوان صورتكها را نام برد با پيدايش تمدن در هفت هزار سال قبل از ميلاد در خاورميانه ( بين النهرين) هنر تغيير كرد، تمدنهاي بين النهرين سومر ،اكد، بابل و آشوريها بودند.
از سومريها مجسمه هاي تل اسمر و واركا باقي مانده كه داراي چشمهاي بزرگ هستند و هنر مند همه حالتها را كه ممكن است به مبهم شدن پيكرها بينجامد از كار خود دور مي كند. اكديان هم هنري مثل سومريها داشتند، ولي در زمان سلطنت بابليها پادشاهي به اسم حمورابي با نوشتن قوانين بر لوحي كه در نقش برجسته پشت آن از خداي خورشيد الهام گرفته يكي از مشهورترين پادشاه بين النهرين شد (فكر ميكنم راجع به او همه شما در كتاب راهنمايي خوانده باشيد) بعد از آنان آشوريان بودند كه هنرشان كنده كاري روي سنگ و نقش برجسته بوده است.
هنر صومر هم از هرم هايش پيداست كه چه قدمتي دارد. آنان معتقد به كا بودند، اعتقاد داشتند كا با انسان متولد ميشود ولي بعد از مرگ جسم به زندگي ادامه ميدهد و در كارهايشان دو گياه بومي «پاپيروس و لوتوس» زياد ديده ميشود، كه نشانه مصر عليا و مصر سفلي است.
هنر هند كه حوالي شمال رود سند در هزاره سوم پيش از ميلاد تشكيل شد در موهنجودارو تعدادي مهر سنگي به دست آمده كه با هنر بين النهرين پيوند دارد شيوا يكي از خدايان قديم هند بوده كه در اين آثار ديده ميشود (هميشه هنر در طي دوره هايي تحت تاثير مذهب بوده است) و بعد در هند دو آيين بودايي و برهمن بوجود آمد كه اولين نشانه سلطه بودا سر ستوني به شكل چهار شير و چرخ است كه امپراطوري به نام آشوركا دستور ساختش را داد، در تنديسهايي كه از بودا به دست آمده تا قبل از قرن 6 ق.م سمبوليك بوده ولي در پايان قرن نخست ميلادي در قندهار تصويري طبيعي بر جاي مانده است.
بعد از اين به هنر يونان باستان مي رسيم چهارچوب هنري آنان طبيعت پردازي بوده است و تحت تاثير هنر مصر و بين النهرين بودند . براي اولين بار در ظروف آنها بود كه پيكر انسان مورد مطالعه قرار گرفت و چيزي كه در كارشان مشهود است، اين است كه آنها معتقد بودند كه قدرت ذهن انسان، او را از حيوانات برتر ميكند.
ميرسيم به هنر روم كه بسيار گسترده است البته قبل از آن بايد هنر اتروسكها را بررسي كنيم.
هنر روم بسيار وسيع است و ديگر نياز به مقدمه ندارد، چون به حد كافي نوشته ام . لازم به ذكر است كه نوشته هاي زير با استفاده ازكتاب هنر در گذر زمان ( هلن گاردن ) و دايرة المعارف هنر (رويين پاكباز ) و شناخت هنر گرافيك 1 دانشگاه نوشته شده است.
آغاز هنر سرزمين روم مردم ايتاليا ضمن آنكه در نخستين دوران حيات خويش از انوار تابان خورشيد يونان روشنايي ميگرفتند، خود نيز خصوصيات محكم و ريشه داري داشتند . هنر اتروسك (اتروپايي) و هنر رومي را مانند هر هنر ديگر بايد همچون آميزهاي از تاثيرات بر خاسته از منابع بيروني و عناصري از خود اين سرزمين در نظر گرفت هنر رومي وارث بلافصل تمام فرهنگهاي پيشين حوضه مديترانه ، از جهات بسيار تركيبي از هنرهاي روزگار باستان بود و اساساً با كل هنر يونان تفاوت داشت . به همين دليل در دوره بعد هنر روم نمادي از هنر روزگاران باستان به شمار ميرفت از لحاظ تكامل سياسي با تاريخ يونان در سده پنجم پيش از ميلاد كه با آغاز عصر پريكلس انجاميد در ايتاليا قرينه اي پيدا نكرد زيرا در اينجا كشاكشهاي پايان پذير و تلخ ميان قبايل ايتاليك از يك طرف و قبايل ايتاليك و اتروسكها از طرف ديگر ، فرهنگ اين سرزمين را از رشد باز داشت.
اتروسكها منشا اتروسكها مانند منشا ميسي ها ، صدها سال يكي از اسرار ناشناخته جهان باستان به شمار ميرفت زبان اتروسكها با آنكه به خطي مشتق از يوناني نوشته ميشد و در كتيبه هايي كه تا كنون خوانده نشده اند آثاري از آنان ديده ميشود ، ارتباطي به خانواده زبان هاي هند و اروپايي ندارد. تاريخ دانان جهان باستان كه همانند تاريخ دانان جهان امروز شيفته حل اين معما شده بودند عموماً احساس ميكردند كه اتروسكها در آسياي صغير به ايتاليا كوچيده اند و مخصوصاً هرودوت (پدر تاريخ ) اعلام داشت كه اتروسكها از ليديا بر خاسته اند اين سنت همچنان دوام آورده است و چون فرهنگ اتروسك ها به عنوان فرهنگي متفاوت با فرهنگ ي ديگر ساكنان ايتاليا در حدود هفتصد سال پيش از ميلاد به ظهور رسيد .
از صدها سال پيش تا كنون تاريخ ورود ايشان به سرزمين ايتاليا را سده هفتم پيش از ميلاد دانسته اند اما اينگونه اظهار نظر ،بسيار ساده انديشانه است توضيح كافي آنكه درباره پيوندهاي علني بين فرهنگ اتروسك و فرهنگهاي كهنتر ايتاليا در آن وجود ندارد. برخي از دانشمندان امروزي معتقدند اتروسكها اعقاب بلافصل مردمي بسيار كهنتر از هند و اروپاييان هستند كه از شمال به ايتاليا سرازير شده بودند ولي اين نظريه نيز به نوبه خود نميتواند علت پيدايش برخي از عناصر فرهنگ اتروسكها مخصوصاً مراسم پيچيده و با شكوه تدفين ايشان كه ظاهرا ًبا رسوم شرقي پيوند دارد روشن سازد . در نظريه تلفيقي ديگري گفته ميشود كه هردوت در آثارش به تاريخ خاصي اشاره نمي كند و مهاجرت عظيم ملتهاي حوضه مديترانه ميتواند مربوط به دوره جابجايي و مهاجرت عظيم ملتهاي حوضه مديترانه باشد كه در حدود 1200 پيش از ميلاد به وقوع پيوست و موجب زوال تمدن ميسني شد .
در آن زمان ،مهاجراني كه از آسياي صغير مي آمدند مي توانستند در ايتاليا سكونت گزيده باشند. با مردم بومي اين سرزمين در هم آميخته و فرهنگ مرسوم به ويلانوونها را كه اسلاف بلافصل اتروسكها بودند، پديد آورده باشند. بنابراين اين تغييراتي كه در پيدايش فرهنگ اتروسكها به وقوع پيوست بايد ناشي از نفوذ هر چه بيشتر عناصر ـ شرقي و يوناني ـ دانست كه در اثر بسط و داد و ستد ميان ايتاليا و سرزمينهاي ديگربه اين كشور راه ميافتند . هنر اتروريايي ها ولي در كل هنر اترورياي (اتروسكها)نخستين بار در اواخر سده هشتم در شمال ايتاليا ظاهر شد و فرهنگ مزبور وسيعاً بر بخشهاي مركزي ايتاليا اثر گذاشت و تا سده دوم يا اول قبل از ميلاد نيز دوام داشت و هنر هايي كه در خود حل كرد سه عنصر جداگانه است :بومي كه نقوش چندان با اهميتي نداشت. شرقي كه پيوندي با خاور زمين دارد .يوناني كه توسط مهاجران تقويت شده مردم اتروريا در زمينه نقاشي،مجسمه سازي،فلز كاري و معماري است .
مهمترين بخش هنر آنان شامل نوعي ديوارنگاري داخل مقابر است كه در آن زمان در يونان معمول نبود ميتوان تاثير يوناني را در طرح ،جزييات فني، موضوعات و تشابه سبك نقاشي بر جاي مانده از لحاظ زماني به دو گروه تقسيم كرد: آثار قديم تر موسوم به اركاييك كه متعلق به اوايل سده پنجم قبل از ميلاد هستند و آثاري كه موسوم به هلنيسي كه به دهه هاي پاياني سده چهارم تا سده اول مربوط ميشود در آنها مردگان به خوشگذراني توام با رقص و موسيقي مشغولند و يا در حال تماشاي نمايش پهلواني .
اما در سده چهار و پس از آن خصلت واقعي گرايي و دنيوي نقاشي از بين ميرود و ارواح مردگان در دنياي مهيب و تاريك زير زميني و تهي از شادمانيها اين جهان تصوير ميشوند (صحنه هاي شكار و ماهيگيري در يكي از اتاقكهاي تدفين تـاركوينيا ـ كه در آن پيكره ها نسبت به منظره طبيعي اهمـيت ثـانوي دارند ـ از جمله استادانه ترين نــمـونه هاي آركـايـيك به شـمار مي آيند).
در سده سوم كيفيت طراحي و اجرا افت كرد، و ميل به تجسم جنبه هاي هولناك در صحنه هاي مربوط به جهان ديگر قوت گرفت. اتروسكها به تقليد از يونانيان بر روي ظروف سفالين نقاشي ميكردند آنان ابتدا به شيوه سياه نقوش و سپس از سده چهار به شيوه سرخنقوش در مي آوردند . و در مورد مقبره هاي اترورياييه ميتوان به مقبره پلنگان در تاركويني اشاره كرد اين اتاقك كوچك به شيوه رايج در سده پنجم نقش شده است : يك صحنه مهماني بر روي ديوار مقابل در ورودي با گروهي از رقصندگان و نوازندگان بر روي ديوارهاي كناري .
اين تصويرهاي زنده نماي شگفت انگيز مخصوصاً همان فراواني و شادي حيات بخش را بيان ميكند كه هنرشان را همان زندگي اتروسكها از خود لبريز كرده است .به نظر ميرسد كه سه مرد جوان كه يكي شان حمايل نازك به روي سينه انداخته است و دوتاي ديگر رداي زيبا به تن دارند ،شتابان از ميان بيشه اي انبوه از درختهاي غار زيبا و كوچك عبور ميكنند در دستشان جام شرابي دارند و آندو نيز با دو ني لبك و چنگ مي نوازند و گويي رقصي دايره وار دارند در نقاشيهاي جهان باستان به ندرت ديده مي شود كه حركتي سر شار از روح زندگي اين چنين متقاعد كننده باشد و به سختي مي توان از ميان آثار آن زمان به اثري چنين مناسب بيان جواني، فصل بهار، موسيقي و رقص برخورد
منبع: هنردرگذر زمان (هلن گاردن)
دایرة المعارف هنر (رویین پاكباز)
|
بررسی تاثیر اینترنت بر حوزه های مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی واقتصادی امروزه موضوع تحقیقات مختلف درمیان محققان و اندیشمندان سراسر جهان شده است. هدف مقاله پیش رو نیز بررسی تاثیر اینترنت بر حوزه تبلیغات است. با شروع فعالیتهای تجاری در اینترنت، تبلیغات اینترنتی نیز پابه عرصه ظهور گذاشت. گـــــرچه درحال حاضر، میزان هزینه های تبلیغــات اینترنتی نسبت به کل هزینه های تبلیغاتی بسیار پایین است لیکن نرخ رشد آن بیانگر این واقعیت است که این شاخه در آینده نه چنـــدان دور اهمیت و جایگاه ویژه ای در صنعت تبلیغات پیدا خواهدکرد. به همین دلیل، در این مقاله سعی خواهدشد تا در ابتدا معنای اصطلاح تبلیغات اینترنتی بیان شده و در ادامه انواع مدل های معروف تبلیغات در اینترنت موردبررسی قرار گیرد.
world wide web ● مقدمه
پانوشت ها: |
چگونه يك لوگو طراحي كنيم؟
در دنیای امروز لوگو از اهمیت خاصی برخوردار است. لوگو دارای اهمیت فراوان در امرتبلیغات است، به صورتی که امروزه کسانی که با ذهن باز به دنبال گسترش کسب و کار خود هستند، خواهان لوگویی خاص، به یادماندنی و اثرگذار در ذهن بینندهاند و به همان صورت خواستار لوگویی هستند که نشاندهنده شخصیت و الهامکننده نگرش شرکت و یا صاحب کالا یا خدمات میباشد.
اهمیت طراحی لوگو برای طراحان هم پوشیده نیست، به صورتی که آنها با خلاقیت و الهام از طرحهای دیگر، لوگوهای به یادماندنی و تأثیرگذاری را خلق میکنند.
در ادامه به بررسی ۱۰ نکته در مورد طراحی لوگو میپردازم که دانستن آن برای هر طراحی لازم است. شاید برخی از نکتهها را هر طراحی به طور خودآگاه یا ناخودآگاه در طرحهای خود به کار ببندد ولی دانستن این نکتهها برای طراحان تازه کار و یا کسانی که تازه وارد عرصه طراحی شدهاند لازم و با کمی تمرین میتواند طراحان آماتور و تازهکار را به سطح حرفهای ارتقاء دهد.
۱- با بردارها (vector) کار کنید
به احتمال زیاد خیلی از طراحان به این مسئله واقف هستند ولی بعضی از طراحان تازه کار هنوز ضرورت این مسئله را درک نکردند. همیشه از طراحی وگو با نرمافزارهای پیکسلی خودداری کنید. فرمتهای برداری هستند که به شما اجازه خواهند داد تا تغییرات بیشتر و دلخواه خود را اعمال کنید، و دست به خلاقیت بیشتر بزنید.
۲- در طرح خود بیشتر از ۲ فونت متفاوت استفاده نکنید
فونتهای زیبای زیادی هستند که ما تمایل داریم از آنها در طرح خود استفاده کنیم. ولی به خاطر داشته باشید استفاده از انواع فونتهای مختلف در طراحی یک لوگو باعث از دست رفتن انسجام طرح و لوگوی ما و در نهایت عدم خوانائی و زیبایی لوگو خواهد شد. به شدت توصیه میشود اگر میخواهید در طرح خود از فونتهای متفاوتی استفاده کنید، تعداد این فونتها بیشتر از ۲ فونت مختلف نباشد، رعایت این نکته باعث حفظ انسجام طرح شما خواهد شد.
۳- لوگو را قابل خواندن (تشخیص دادن) کنید
من لوگوهای بسیاری را دیدم که در آنها خلاقیت زیادی به کار رفته بود، ولی متاسفانه هرچه بیشتر به آنها نگاه کردم، کمتر از آن سردرآوردم! میشود گفت اگر لوگوی شما غیرقابل خواندن و تشخیص دادن باشد تقریبا غیرقابل استفاده هم است. همیشه در طراحی لوگو به این نکته توجه کنید که طرح شما قابل خواندن و تشخیص دادن باشد و بیننده با دیدن آن مفهوم مورد اشاره شما را درک کند. رعایت این نکته در به یاد سپاری لوگو در ذهن بیننده بسیار تأثیرگذار است.
۴- اندازه لوگو
لوگوی شما باید به صورتی طراحی شود که با بزرگ و کوچک کردن آن مشکلی برایش پیش نیاید تا مجبور نشوید بارها و بارها آن را در اندازههای مختلف طراحی و دستکاری کنید. مشتری شما شاید بخواهد از لوگوی خودش به صورت بکگراند در سربرگ استفاده کند و یا بخواهد آن را خیلی کوچک کند، مطمئن شوید لوگوی طراحی شده توسط شما آمادگی همه نوع تغییر اندازهای را داشته باشد.
۵- لوگو را با پس زمینه مشکی هماهنگ کنید
لوگوی شما باید طوری طراحی شود که اگر مشتری بخواهد از آن با پس زمینه مشکی استفاده کند مشکلی پیش نیاید. معمولا انجام این کار زیاد مشکل نیست ولی اگر در موقع نهایی کردن طرح خود به این نکته توجه کنید، کار شما حرفهایتر خواهد بود. شاید این مسئله از دید خیلیها مهم نباشد، ولی گاهی پیش میآید مشتری شما بخواهد لوگو را با پسزمینه مشکی یا خاکستری استفاده کند.
۶- مطمئن شوید لوگوی شما به صورت سیاه و سفید هم کارایی خواهد داشت
مسلما همیشه پیش میآید که مشتری بخواهد لوگو را به صورت سیاه و سفید استفاده کند، پس همیشه لوگو باید آمادگی استفاده به صورت سیاه و سفید را داشته باشد. یکی از تکنیکهای خوب برای آماده کردن لوگو برای استفاده به صورت سیاه و سفید این است که لوگوی خود را ابتدا به صورت سیاه و سفید طراحی و بعد به آن رنگ دلخواه را بدهید. به این صورت مطمئن میشوید لوگوی شما به صورت سیاه و سفید هم کارایی خواهد داشت.
۷- در لوگوی خود از عکس استفاده نکنید
بخاطر داشته باشید که به هیچ عنوان در لوگوی خود از عکس استفاده نکنید. این کار باعث از دست رفتن کیفیت لوگو میشود و کاری کاملا ناشیانه محسوب میشود.
۸- طرح خود را دوباره برانداز کنید
این مسئله خیلی مهم است که بعد از طراحی و اتمام کار طرح خود را از نو برانداز کنید. به جزئیات طرح خود دقت کنید و ایرادات حتی کوچک را که شاید در نگاه اول از دید مشتری و بیننده پنهان میماند را رفع کنید.
۹- از روندهای معمول و پیش پا افتاده پیروی نکنید
جسور باشید، روندهای معمول طراحی و طرحها و ایدههای پیشپا افتاده را کنار بگذارید. به وبسایتهای طراحی، خصوصا طراحی لوگو سر بزنید. از لوگوهای شرکتهای دیگر که در آنها به صورت فوقالعادهای خلاقیت خرج شده الهام بگیرید. مطمئن باشید این کار شما باعث بالا رفتن کیفیت طرح نهایی و البته مهارت بیشتر شما در طراحی لوگو خواهد شد.
۱۰- از پیشنهادات دیگران استفاده کنید
از دیگران بخواهید در مورد لوگوی شما نظر بدهند. از نظرات آنها نترسید و به آنها بگویید آزادانه حرفشان را بزنند. مزایا و معایب طرح خود را از دیگران سوال کنید، و در نهایت ضعفهای کار خود را رفع کنید. سوالات کلی مثل: این لوگو چطوره؟ قشنگ هست؟ را نپرسید. سعی کنید سوالات جزئی تر مثل:آیا لوگو به کسب و کار مشتری شما ارتباطی دارد؟ از نظر شما لوگو به چیز خاصی اشاره میکند؟ را مطرح کنید.
- همیشه الهام گرفتن از طرحهای دیگر در تمام شاخههای طراحی مهم بوده. شما میتوانید از لوگوهای طراحی شده الهام بگیرید و مطمئن باشید این کار باعث بهتر شدن مهارت شما در طراحی خواهد شد.